مشاوره حقوقی رایگان

آیا قرار تامین خواسته صادر از شورا قابل تجدید نظر خواهی می باشند ؟

نظر به اینکه حسب ماده۱۱۹قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار تأمین خواسته قابل تجدیدنظر نیست و قطعی است، لیکن در پرونده­هایی که از حیث نصاب مالی در صلاحیت شوراهای حل اختلاف می­باشد و قرار تأمین خواسته توسط قاضی شورا صادر می­شود ……

نظر به اینکه حسب ماده۱۱۹قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار تأمین خواسته قابل تجدیدنظر نیست و قطعی است، لیکن در پرونده­هایی که از حیث نصاب مالی در صلاحیت شوراهای حل اختلاف می­باشد و قرار تأمین خواسته توسط قاضی شورا صادر می­شود و اینکه وفق ماده۲۷قانون شوراهای حل اختلاف مصوب۱۳۹۴کلیه آراء صادره موضوع این قانون ظرف۲۰روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی می­باشد مستدعی است این شورا را درجهت اتخاذ تصمیم شایسته در اعلام قطعی یا تجدیدنظربودن قرار تأمین خواسته صادره از شورا ارشاد نمایید.

در صورت واخواهی از رأی غیابی آیا جلسه­ای که پس از صدور قرار قبولی واخواهی برای رسیدگی به واخواهی تشکیل می­شود، آثار و احکام جلسه اول دادرسی را دارد؟

با توجه به ماده۱۳۶قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب۱۳۷۹که مقرر می‌دارد «…محکوم‌علیه غیابی در صورتی که بخواهد درخواست جلب شخص ثالث را بنماید باید دادخواست جلب را با دادخواست اعتراض توأماً به دفتر دادگاه تسلیم کند معترض علیه نیز حق دارد در اولین جلسه رسیدگی به اعتراض، جهات و دلایل خود را اظهار کرده و ظرف سه روز دادخواست جلب شخص ثالث را تقدیم دادگاه نماید..»و با عنایت به ذیل ماده۲۱۷همان قانون که مقرر می‌دارد«..در مواردی که رأی دادگاه بدون دفاع خوانده صادر می‌شود، خوانده ضمن واخواهی از آن انکار یا تردید خود را به دادگاه اعلام می‌دارد، نسبت به مدارکی که در مرحله واخواهی مورد استناد واقع می‌شود نیز اظهار تردید یا انکار باید تا اولین جلسه دادرسی به عمل آید..»به نظر می‌رسد حقوق خوانده  در اولین جلسه دادرسی باید توسط وی(واخواه)همزمان با تقدیم دادخواست واخواهی اعمال شود و خواهان باید حقوق خود و نیز افزایش خواسته را در اولین جلسه دادرسی که قبل از صدور رأی غیابی تشکیل شده است، اعمال نماید مگر مواردی مانند ذیل مواد یاد شده  که در اولین جلسه دادرسی که پس از واخواهی تشکیل می‌شود، امکان اعمال خواهد داشت

چنانچه چکی بدون امضاء صاحب حساب (عمداً یا سهواً) به دیگری منتقل گردد: اولاً: آیا بانک محال علیه مجاز به صدور گواهی عدم پرداخت می‌باشد یا خیر؟ ثانیاً: در فرض صدور گواهی مذکور توسط بانک آیا چک دارای ارزش و اعتبار حقوقی بوده ومی توان آنرا بعنوان چک بلامحل تلقی کرد؟

ضرورت امضاء به عنوان رکن اصلی سند از قوانین گوناگون استنباط می شود؛ از جمله ماده ۱۲۹۳ قانون مدنی به این شرح «…… سند مزبور در صورتی که دارای امضاء یا مهر طرف باشد عادی است» و ماده ۱۳۰۱ ق.م به این شرح «امضائی که در روی نوشته یا سندی باشد بر ضرر امضاء‌کننده دلیل است»، همچنین مواد ۱۳۰۲ و۱۳۰۳ همین قانون و مواد ۲۲۳و۳۰۷ و ۳۱۱ قانون تجارت راجع به اسناد تجاری (برات، سفته، چک) و مواد ۲۷۸ و ۲۷۹ قانون امور حسبی در مورد وصیت نامه و مواد ۶۳و۶۵ قانون ثبت، که با ملاحظه مواد فوق و تکرار این نوع احکام، هیچ تردیدی در لزوم و اهمیت امضای سند به وجود نمی  آید. بنابراین نوشته منتسب به اشخاص، فقط در صورتی قابل استناد است که امضاء شده باشد؛ زیرا امضاء نشان تأئید مندرجات سند می‌باشد و سند فاقد آن، ناقص بوده و مهمترین رکن اعتبار را ندارد. در فرض سؤال، اولاً بانک نمی تواند چک فاقد امضاء را «صادر شده» تلقی و عدم پرداخت آن را گواهی نماید. ثانیاً صدور چنین گواهی از سوی بانک باعث نمی‌شود چک مزبور اعتبار یافته و یا مصداق صدور چک بلا محل شود.

آیا با خط زدن عبارت: « به حواله کرد در متن چک » می توان از نقل و انتقال آن جلوگیری کرد؟

برابر قانون چک ممکن است در وجه حامل یا شخص معین یا به حواله کرد باشد ا اینکه چک با امضا در پشت آن به دیگری منتقل شود. اما هنگامی که صادر کننده چک با قلم زدن عبارت « به حواله کرد » در متن چک حق پشت نویسی را از کسی که چک در وجه او صادر شده سلب می کند. و دریافت کنده هم با پذیرش چک با این وضع موافقت می کند، به نظر می رسد که شخصیت دارنده چک برای صادر کننده مهم بوده و نمیخواهد چک مزبور توسط دیگر ی دریافت شود و باید پذیرفت که در صورت انتقال این گونه چک ها به دیگری بانک می تواند از پرداخت وجه آن به غیر خودداری کند. گرچه در این خصوص نظر مخالف هم وجود دارد و عده ای معتقدند که چک وسیله پرداخت سریع در امور تجاری است و به صرف امضاء و ظهر نویسی قابل نقل و انتقال است.

اگر کسی چک را به نفع « الف » صادر کند و فرد اخیر از آن چک در معامله ای با « ج » استفاده کند آیا صادر کنده چک می تواند از پرداخت وجه چک « ج » به لحاظ آنکه بین او و « الف » اختلاف وجود دارد، جلوگیری کند؟

هرگاه کسی بابت خرید چیزی چکی بدهد که صادر کننده آن شخص دیگری است صادرکننده چک نمی تواند به واسطه وجود اختلاف بین خود وگیرنده اولیه چک، شخص ثالث را از دریافت وجه آن چک محروم کند زیرا هیچ ایرادی به دارنده حسن نیت چک وارد نخواهد بود.

نقل و انتقال چک قبل و بعد از شکایت کیفری از صادرکننده چک چه تاثیری در امر تعقیب متهم دارد؟

برای تعقیب کیفری صادر کنده چک بلامحل نیاز به شکایت دارنده چک است. دارنده چک برابر قانون به کسی گفته می شود که برای اولین بار چک را به بانک ارائه می دهد و به نام او گواهی عدم پرداخت صادر میشود. برای اینکه تشخیص داده شود چه کسی اولین بار بریا وصول وجه چک به بانک مراجعه کرده است بانک ها مکلفند به محض مراجعه دارنده چک، هویت کامل و دقیق او را در پشت چک با ذکر تاریخ قید کنند. شخصی که چک پس از برگشت از بانک به وی منتقل می شود حق شکایت کیفری ندارد.البته اگر شخصی چک را برگشت بزند و سپس فوت کند ورثه او حق تعقیب کیفری دارند زیرا چک قهرا به آنها منتقل می شود. پس اگر بعد از برگشت چک از بانک بانک دارنده آن را به دیگری انتقال دهد یا حقوق خود را نسبت به چک به هر نحو به دیگری واگذار کند تعقیب کیفری متوقف می شود و متهم از این حیث قابل تعقیب نخواهد بود

اگر دارنده چک بخواهد از طریق وکیل یا نماینده اش چک را برگشت بزند و از طرفی حق تعقیب کیفری اش هم محفوظ بماند چه باید بکند؟

در این حالت دارنده چک باید هویت و نشانی خود را با تصریح نمایندگی شخص مورد نظرش در پشت چک قید کند در این صورت بانک گواهی عدم پرداخت را به نام صاحب چک صادر می کند و حق شکایت کیفری او محفوظ خواهد بود همچنین دادن وکالت برای وصول مجه چک، انتقال چک نیست و وکیل می تواند از طرف موکل اقدامات لازم را اعم از کیفری یا اقامه دعوی حقوقی یا صدور اجرائیه از طریق اداره ثبت اسناد و املاک به عمل آورد.

آیا اظهارات مأمورین انتظامی برای اثبات وقوع جرم در دادگاه کافی است؟

اظهارات مأمورین انتظامی صرفاً به منزله اعلام ماوقع و گزارش تلقی می گردد و فاقد ارزش اثباتی وقوع جرم است.

آیا جرم انتقال (یا فروش) مال غیر مشمول قواعد مرور زمان می گردد؟

جرم انتقال مال غیر مشمول قواعد مرور زمان نمی گردد.

آیا ماموران نیروی انتظامی و بسیج مجاز هستند تا داخل ماشین را بازرسی کنند؟

بازرسی اتومبیل توسط بسیج یا نیروی انتظامی در مواردی که جرم مشهودی رخ نداده، غیر قانونی است. مطابق مواد ۵۵ و ۵۶ قانون ایین دادرسی کیفری، بازرسی اشیا از جمله اتومبیل، در جرایمی که مشهود نیست، فقط باید با اجازه موردی قاضی صورت بگیرد. در همین راستا دیوان عدالت اداری، بخشنامه شماره ١ / ١٧٩ / ٠١ / ۴٠٢ مورخ ١١/ ۴ / ٧٩ ناجا که تفتیش و بازرسی خودروها را علی الاطلاق در جرایم غیرمشهود بدون کسب مجوز از مقام قضایی مجاز دانسته را ابطال نموده است. در نتیجه تا زمانی که جرم مشهودی رخ ندهد بسیج یا نیروی انتظامی حق بازرسی داخل اتومبیل را ندارد.

همچنین طبق ماده ۹ آیین راهنمایی و رانندگی هیچ مامور نظامی و انتظامی حق توقف خودروی شخصی و بازرسی خودرو حتی استعلام مدارک خودرو را ندارد مگر اینکه تخلف و جرم مشهودی از وی سرزده باشد و یا دستور قضایی به آن مامور ابلاغ گردیده باشد.

آیا در دادسرای کیفری،علم قاضی میتواند باشهادت شرعی منافات داشته باشد ؟

ماده ۱۷۴ قانون مجازات اسلامی مصوّب ۱۳۹۲، در مقام تعریف کلی و عام شهادت می‌باشد ولی ماده ۱۷۵ این قانون در مقام تبیین «شهادت شرعی» است و همانگونه که می‌دانیم شهادت شرعی از نظر شرع موضوعیت دارد و شارع و قانون برای آن، حجیّت قائل شده، اعم از این که مفید علم باشد یا نباشد. لکن درصورتی که علم قاضی با آن منافات داشته باشد، برای قاضی معتبر نیست (ماده ۲۱۲ این قانون) که در این صورت، قاضی باید با ذکر مستندات خود نسبت به جهات ردّ آن، رأی صادر نماید.

قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ :

ماده ۱۷۴- شهادت عبارت از اخبار شخصی غیر از طرفین دعوی به وقوع یا عدم وقوع جرم توسط متهم یا هر امر دیگری نزد مقام قضائی است.

ماده ۱۷۵- شهادت شرعی آن است که شارع آن را معتبر و دارای حجیت دانسته است اعم از آن که مفید علم باشد یا نباشد.

ماده ۲۱۲- در صورتی که علم قاضی با ادله قانونی دیگر در تعارض باشد اگرعلم، بیّن باقی بماند، آن ادله برای قاضی معتبر نیست و قاضی با ذکر مستندات علم خود و جهات رد ادله دیگر، رأی صادر می کند. چنانچه برای قاضی علم حاصل نشود، ادله قانونی معتبر است و بر اساس آنها رأی صادر می شود.

در فرض مفقود شدن چک، اگر صادرکننده با عدم اطلاع از صحت ادعای دارنده، دستور عدم پرداخت به بانک دهد، مسئولیت صادرکننده چگونه است؟

چنانچه سوء نیت صادرکننده ثابت نشود، فاقد مسئولیت کیفری موضوع قسمت اخیر مادّه ۱۴ قانون یاد شده است.

قانون صدور چک:

ماده ۱۴ – صادرکننده چک یا ذینفع با قائم مقام قانونی آنها با تصریح به اینکه چک مفقود یا سرقت یا جعل شده یا از طریق کلاهبرداری یا خیانت در امانت یا جرائم دیگری تحصیل گردیده می‌تواند کتبا دستور عدم پرداخت وجه چک را به بانک بدهد. بانک پس از احراز هویت دستور دهنده از پرداخت وجه آن خودداری خواهد کرد و در صورت ارائه چک بانک گواهی عدم پرداخت را با ذکر علت اعلام شده صادر و تسلیم می‌نماید.

دارنده چک می‌تواند علیه کسی که دستور عدم پرداخت داده شکایت کند و هرگاه خلاف ادعایی که موجب عدم پرداخت شده ثابت گردد دستور دهنده علاوه بر مجازات مقرر در ماده ۷ این قانون به پرداخت کلیه خسارات وارده به دارنده چک محکوم خواهد شد.

تبصره ۱ – ذینفع در مورد این ماده کسی است که چک به نام او صادر یا ظهرنویسی شده یا چک به او واگذار گردیده باشد (یا چک در وجه حامل به او واگذار گردیده)

در موردی که دستور عدم پرداخت مطابق این ماده صادر می‌شود بانک مکلف است وجه چک را تا تعیین تکلیف آن در مرجع رسیدگی یا انصراف دستوردهنده در حساب مسدودی نگهداری نماید.

تبصره ۲ – دستور دهنده مکلف است پس از اعلام به بانک شکایت خود را به مراجع قضایی تسلیم و حداکثر ظرف مدت یکهفته گواهی تقدیم شکایت خود را به بانک تسلیم نماید در غیر این صورت پس از انقضا مدت مذکور بانک از محل موجودی به تقاضای دارنده چک وجه آن را پرداخت می‌کند.

تبصره ۳ – پرداخت چک‌های تضمین‌شده و مسافرتی را نمی‌توان متوقف نمود مگر آنکه بانک صادرکننده نسبت به آن ادعای جعل نماید. در این مورد نیز حق دارنده چک راجع به  شکایت به مراجع قضایی طبق مفاد قسمت اخیر ماده ۱۴ محفوظ خواهد بود.

جرم قاچاق تجهیزات دریافت از ماهواره به‌ طور غیرمجاز در صلاحیت کدام مرجع قضایی است؟

تجهیزات دریافت از ماهواره به‌ طور غیرمجاز بنابرِ تبصره ۴ ماده ۲۲ از مصادیق کالای ممنوع می باشد که در ماده ۴۴ این قانون رسیدگی به آن در صلاحیت دادسرا و دادگاه انقلاب دانسته شده است.

قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز مصوب ۱۳۹۲ :

ماده ۲۲- …

تبصره ۴ – مشروبات الکلی، اموال تاریخی- فرهنگی، تجهیزات دریافت از ماهواره به‌ طور غیرمجاز، آلات و وسایل قمار و آثار سمعی و بصری مبتذل و مستهجن از مصادیق کالای ممنوع است.

بر اساس ماده ۷ قانون اصلاح موادی از قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز مصوب ۷/۵/۱۳۹۴ «ساخت تجهیزات دریافت از ماهواره نیز مشمول مجازات ها و احکام مقرر برای این ماده می باشد» نیز به این تبصره اضافه شد.

ماده ۴۴- رسیدگی به جرائم قاچاق کالا و ارز سازمان یافته و حرفه‏ای، قاچاق کالاهای ممنوع و قاچاق کالا و ارز مستلزم حبس و یا انفصال از خدمات دولتی در صلاحیت دادسرا و دادگاه انقلاب است.

سایر پرونده‏‌های قاچاق کالا و ارز، تخلف محسوب و رسیدگی به آن در صلاحیت سازمان تعزیرات حکومتی است. چنانچه پرونده‌ای، متهمان متعدد داشته و رسیدگی به اتهام یکی از آنان در صلاحیت مرجع قضائی باشد، به اتهامات سایر اشخاص نیز در این مراجع رسیدگی می‌شود.

آیا حبس دراثرتصادف به جزای نقدی قابل تبدیل است؟

ماده ۷۱۴ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ بخش تعزیرات، حبس از شش ماه تا سه سال را تعیین کرده است. در مواد ۶۴-۶۸ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ نیز به الزامی یا اختیاری بودن تعیین مجازات های جایگزین حبس (و در شمار آن، جزای نقدی) بر اساس مدت حبس تصریح دارد.

ماده ۷۱۴ ـ هرگاه بی‌ احتیاطی یا بی‌ مبالاتی یا عدم رعایت نظامات ‌دولتی یا عدم مهارت راننده (اعم از وسایط نقلیه زمینی یا آبی یاهوایی‌) یا متصدی وسیله موتوری منتهی به قتل غیر عمدی شود مرتکب به شش ماه تا سه سال حبس و نیز به پرداخت دیه در صورت مطالبه از ناحیه اولیای دم محکوم می‌شود.

تبصره_ اظهار نظر کارشناسی در خصوص تشخیص بی احتیاطی یا بی موالاتی یا عدم رعایت نظامات دولتی یا عدم مهارت در مورد سوانح مربوط به وسایل نقلیه زمینی، آبی و هوایی حسب مورد اداره راهنمایی و رانندگی، شرکت راه آهن جمهوری اسلامی ایران، سازمان بنادر و کشتیرانی و سازمان هواپیمایی کشوری می باشد.

ماده ۶۴- مجازاتهای جایگزین حبس عبارت از دوره مراقبت، خدمات عمومی رایگان، جزای نقدی، جزای نقدی روزانه و محرومیت از حقوق اجتماعی است که در صورت گذشت شاکی و وجود جهات تخفیف با ملاحظه نوع جرم و کیفیت ارتکاب آن، آثار ناشی از جرم، سن، مهارت، وضعیت، شخصیت و سابقه مجرم، وضعیت بزه دیده و سایر اوضاع و احوال، تعیین و اجراء می شود.

تبصره- دادگاه در ضمن حکم، به سنخیت و تناسب مجازات مورد حکم با شرایط و کیفیات مقرر در این ماده تصریح می کند. دادگاه نمی تواند به بیش از دو نوع از مجازاتهای جایگزین حکم دهد.

ماده ۶۵- مرتکبان جرائم عمدی که حداکثر مجازات قانونی آنها سه ماه حبس است به جای حبس به مجازات جایگزین حبس محکوم می گردند.

ماده ۶۶- مرتکبان جرائم عمدی که حداکثر مجازات قانونی آنها نود و یک روز تا شش ماه حبس است به جای حبس به مجازات جایگزین حبس محکوم می گردند مگر اینکه به دلیل ارتکاب جرم عمدی دارای سابقه محکومیت کیفری به شرح زیر باشند و از اجرای آن پنج سال نگذشته باشد:

الف- بیش از یک فقره سابقه محکومیت قطعی به حبس تا شش ماه یا جزای نقدی بیش از ده میلیون (۱۰.۰۰۰.۰۰۰)ریال یا شلاق تعزیری

ب- یک فقره سابقه محکومیت قطعی به حبس بیش از شش ماه یا حد یا قصاص یا پرداخت بیش از یک پنجم دیه

ماده ۶۷- دادگاه می تواند مرتکبان جرائم عمدی را که حداکثر مجازات قانونی آنها بیش از شش ماه تا یکسال حبس است به مجازات جایگزین حبس محکوم کند، در صورت وجود شرایط ماده(۶۶) این قانون اعمال مجازاتهای جایگزین حبس ممنوع است.

ماده ۶۸- مرتکبان جرائم غیرعمدی به مجازات جایگزین حبس محکوم می گردند مگر اینکه مجازات قانونی جرم ارتکابی بیش از دو سال حبس باشد که در این صورت حکم به مجازات جایگزین حبس، اختیاری است.

اگر دادگاه در اجرای تبصره ماده ۷۰۳ قانون مجازات اسلامی قسمت تعزیرات حکم به ضبط مبلغی معادل قیمت خودروی حامل مشروبات الکلی صادر کند و محکومٌ‌علیه از تأدیه قیمت امتناع کند آیا این قیمت در حکم جزای نقدی محسوب است یا رد مال به دولت؟ در صورتی که به زندان معرفی شود می‌توان هر روز بازداشت را ۳۰۰هزار ریال محاسبه و آن را استهلاک کرد یا اینکه مدت توقف وی در زندان قابل محاسبه و تهاتر با قیمت خودرو نیست؟ در فرضی که آن را رد مال به نفع دولت تلقی کنیم چه مقام یا مقاماتی محکومٌ‌له محسوب شده و حق دارند تقاضای اعمال ماده‌ی ۲ قانون نحوه‌ی اجرای محکومیت‌های مالی را از دادگاه درخواست کنند؟

با توجه به اینکه در فرض سؤال، صدور حکم به پرداخت مبلغی معادل قیمت خودرو حامل مشروبات الکلی در اجرای تبصره ۱ ماده ۷۰۳ قانون مجازات اسلامی اصلاحی مصوب ۲۲/۸/۱۳۸۷ به عنوان جزای نقدی در نظر گرفته شده نه محکومیت مالی تا مشمول ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیت مالی مصوب ۱۳۷۷ باشد، بنابراین عجز محکومٌ‌علیه از تأدیه جزای نقدی فقط مشمول ماده ۱ قانون اخیر‌الذکر است تا به ازای هر روز بازداشت مبلغ ۳۰۰ هزار ریال از وی محاسبه و کسر شود.

اگر زنی در آپارتمانی در حد شأنش که به نام وی است با شوهر و دو فرزندش زندگی می کند و جز این آپارتمان، منزل دیگری برای سکونت ندارد و همسرش نیز خانه ای ندارد. آیا این آپارتمان جزء مستثنیات دین محسوب می شود یا خیر ؟

چناچه شوهر محکوم شده بالتبع آپارتمان که متعلق به شماست موضوعا از اموال مرد خارج است و نمی تواند برای ایفای دیون شوهر از سوی مرجع قضایی به فروش گذاشته شود .
۲- چنانچه زن محکوم گردیده ، بدلیل اینکه نفقه بگیر شوهر و جزء عائله شوهر محسوب می شود و تامین مسکن به عهده شوهر است ، آپارتمان جزء مستثنیات دین محسوب نمی شود.

جدول درجه بندی مجازات های تعزیری در ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامی ؟

قانون جدید مجازات اسلامی، تعزیرات را به ۸ گروه تقسیم کرده است؛ درجه‌بندی در مجازات‌های تعزیری هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعل که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است جرم محسوب می‌شود. ارتکاب جرایم، برای مرتکب مجازات به دنبال خواهد داشت که این مجازات ممکن است به یکی از اشکال چهارگانه حدود، قصاص، دیات یا تعزیرات باشد. در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ جرایم تعزیری با تفاوت‌هایی در مقایسه با گذشته همراه شده است از جمله این تفاوت‌ها می‌توان از حذف عنوان جرایم بازدارنده از قانون و تقسیم جرایم تعزیری به هشت درجه نام برد.

جدول درجه بندی مجازات های تعزیری در قانون مجازات اسلامی م ۹۲
تهیه و تنظیممشاوران حقوقی هموطن کارت (تدبیرگران آسایش هموطن )
نوع مجازات درجه ۱ درجه ۲ درجه ۳ درجه ۴ درجه ۵ درجه ۶ درجه ۷ درجه ۸
حبس بیش از ۲۵
سال
بیش از ۱۵ تا
۲۵ سال
بیش از ۱۰
تا ۱۵ سال
بیش از ۵
تا۱۰ سال
بیش از ۲
تا ۵ سال
بیش از ۶ ماه
تا ۲ سال
از ۹۱ روز
تا ۶ ماه
تا سه ماه
جزای نقدی بیش ازیک میلیارد ریال بیش از
۵۵۰ میلیون ریال  تا یک میلیارد ریال
بیش از
۲۶۰میلیون ریال
تا ۵۵۰ میلیون ریال
بیش از
۸۰  میلیون ریال
تا ۲۶۰ میلیون  ریال
بیش از
۸۰  میلیون ریال تا ۱۸۰ میلیون ریال
بیش از
۲۰ میلیون ریال
تا ۸۰ میلیون ریال
بیش از
۱۰میلیون ریال
تا ۲۰ میلیون  ریال
تا ۱۰ میلیون
ریال
مصادره بیش ازیک میلیارد ریال ** ** ** ** ** ** **
انحلال بیش ازیک میلیارد ریال ** ** ** ** ** ** **
انفصال ** ** ** انفصال دائم ازخدمات دولتی و عمومی ** ** ** **
محرمیت از  حقوق اجتماعی ** ** ** ** بیش از ۵ تا
۱۵ سال
بیش از ۶ ماه
تا ۵ سال
تا ۶ ماه **
ممنوعیت از یک یا چند فعالیت  شغلی یا اجتماعی برای اشخاص حقوقی ** ** ** ** ممنوعیت دائم حداکثر تا مدت
۵ سال
** **
ممنوعیت از دعوت عمومی برای افزایش سرمایه برای اشخاص حقوقی ** ** ** ** ممنوعیت دائم حداکثر تا مدت
۵ سال
** **
ممنوعیت از اصدار برخی از اسناد تجاری توسط اشخاص حقوقی ** ** ** ** ** حداکثر تا مدت
۵ سال
** **
شلاق ** ** ** hamvatankart.ir ** از ۳۱ تا ۷۴ ضربه شلاق و تا ۹۹ ضربه  شلاق در جرائم منافی عفت از یک تا ۳۰
ضربه
تا ۱۰ ضربه
انتشار حکم ** ** ** ** ** انتشار حکم قطعی
در رسانه ها
** **

یکی از موارد طلاق، عدم تمکین زوجه است. مراحل طلاق به چه صورت است؟

عدم تمکین زوجه ارتباطی به حقوق مرد مبنی بر تقدیم دادخواست طلاق ندارد و با توجه به ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی مرد هر زمان می‌تواند با رعایت مقررات و تقدیم دادخواست همسر خود را مطلقه کند. عدم تمکین زوجه موجب می‌شود که با تقاضای مرد مبنی بر طلاق، زن نتواند از حقوق خود همچون دریافت “تا نیمی از دارایی” و “اجرت‌المثل” موضوع تبصره ماده ۶ قانون اصلاح مقررات طلاق استفاده نماید.

در صورت عدم تمکین زن، نفقه از او ساقط می‌شود یا مهریه؟

با توجه به این‌که در پی عدم تمکین زوجه، دادخواست از ناحیه زوج در دادگاه مطرح می‌شود، صدور حکم تمکین نشان از عدم تمکین زوجه از زمان تقدیم دادخواست داشته و درنتیجه از آن زمان نفقه به زوجه تعلق نمی‌گیرد

آیا هر یک از زوجین پس از درخواست طلاق توافقی می توانند از درخواست خود عدول کنند؟

بله. زوج یا زوجه یا هر دو می توانند تا قبل از آخرین جلسه دادگاه که منجر به صدور حکم می گردد از نظر خود عدول نمایند؛ یعنی پشیمان شده و دادخواست خود را پس بگیرند و در واقع از دادگاه بخواهند که آن را نادیده تلقی نماید.

آیا بعد از گواهی عدم امکان سازش، زوج در دادن طلاق و یا جلوگیری از آن دخیل است و اختیاراتی دارد؟

اگر در حکم صادره، طلاق از نوع خلعی باشد و از سوی زوج ضمن عقد خارج لازم، وکالت بلاعزل به زوجه داده شده باشد، فقط زن می تواند با مراجعه به محضر و اجرای صیغه طلاق خود را مطلقه نماید. لذا در چنین حالتی شوهر نمی تواند مانع این امر گردد. و چنانچه زن به محضر مراجعه ننموده و انجام طلاق را نخواهد و به عبارتی حکم را اجرا نکند، شوهر نمی تواند حکم را اجرا کند یعنی نمی تواند با آن حکم، از محضر بخواهد که صیغه طلاق جاری گردیده و زنش را طلاق دهد. بنابراین در اینجا با چنین حکمی، طلاق در اختیار زن قرار می گیرد و او است که تصمیم می گیرد که طلاق بگیرد یا نگیرد. لذا در چنین وضعی که زن حکم را اجرا نکرده و برای طلاق اقدام نمی نماید و شوهر مصرّ به طلاق باشد تنها راه برای مرد این است که به دادگاه مراجعه نماید و از ابتدا دادخواست طلاق «رِجعیّ» بدهد و پس از صدور حکم طلاق رجعی، اقدام به طلاق دادن زن نماید.

آیا اگر هر یک از زوجین درطلاق توافقی حق حضانت فرزندان را به دیگری واگذار کند، بعدها می تواند از این امر عدول نماید و مجددا تقاضای حضانت آنها را بنماید؟

بله. چون حضانت، هم حق و هم تکلیف والدین است. چنانچه ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی صراحت دارد: «نگاهداری اطفال، هم حق و هم تکلیف ابوین است.» پس همان طور که پدر یا مادر حق حضانت یعنی نگاهداری اطفال را در سنینی از زندگی آنها دارند، نسبت به آنها تکلیف هم دارند و تکلیف را نمی توان از خود ساقط کرد. به عبارت دیگر پدر یا مادر نمی تواند حق فرزند را ساقط کند. مثلاً می دانیم که حضانت دختر تا ۷ سالگی با مادر است. حال اگر در طلاق توافقی زوجه دختر ۵ ساله را به پدر بدهد و حضانت را از خود سلب کند، چنین سلب اختیاری، اعتبار ندارد. و در صورت پشیمانی در چنین حالتی می تواند حتی بعد از طلاق مجددا به دادگاه مراجعه نموده و طی دادخواستی حضانت فرزندان را درخواست نماید.

آیا پس از صدور گواهی عدم امکان سازش (که با توجه به درخواست طلاق توافقی زوجین صورت گرفته و مجوز طلاق خلع همراه با وکالت بلاعزل از سوی زوج به زوجه داده شده است)، اگر شوهر حق و حقوق مندرج در حکم را به زن ندهد؛ در صورتی که زن با مراجعه به دفتر طلاق و اجرای صیغه طلاق، خود را مطلقه نماید، آیا بعدا می تواند حق و حقوق مربوطه را درخواست نماید؟

بله. زیرا وقتی اصل حکم که اجرای صیغه طلاق است، اجرا می گردد، متفرعات و جزئیات مندرج در آن نیز لازم الاجرا می شود.

از فردی طلب دارم و به جای آن سفته گرفته‌ام. این فرد در موعد مقرر پول را بازنگرداند. حالا چطور می‌شود طلب را با سفته وصول کرد؟

ارائه پاسخ دقیق مستلزم رویت سفته‌ها و بررسی نحوه نگارش و صدور آن می‌باشد، اما به طور کلی باید بیان داشت به منظور مطالبه سفته باید ابتدا واخواست از سفته به عمل آید و به دنبال آن اقدام به طرح دعوای مطالبه وجه در مرجع صالح حسب مورد (دادگاه یا شورای حل اختلاف) کرد.

بیست وهشت سال پیش، سرقفلی یک مغازه را خریدم. در حال حاضر قادر به کار کردن نیستم . با این حال مالکین، نه اجازه واگذاری ملک را می دهند و نه آن را پس می گیرند. باید چه‌کار کنم ؟

دادخواست به خواسته تجویز انتقال منافع مطابق ماده ۱۹ قانون روابط موجر و مستاجر مصوب سال ۱۳۵۶ تسلیم دادگاه عمومی نمائید اگر مالک نخرید با تجویز دادگاه ظرف مهلت شش ماه با سند رسمی به دیگری انتقال دهید. 

اگر مالک ملکی به دلیل احداث بنا بخواهد سرقفلی ملک را از صاحب سرقفلی خریداری کند آیا ۱۰ درصد ارزش سرقفلی را بایستی مستأجر به مالک پرداخت کند؟

این موضوع در روابط استیجاری مشمول قانون سال ۱۳۵۶ می تواند مطرح شود اولاً موجر می تواند به هرقیمت مورد توافق حق کسب و پیشه مستاجر را بخرد ثانیاً اگر مستاجر نفروخت مالک با تسلیم دادخواست با مدارک لازم از جمله پروانه ساختمان، حکم تخلیه را از دادگاه در ازاء پرداخت حق کسب و پیشه مستاجر که توسط کارشناس منتخب دادگاه تعیین می شود تحصیل نماید نرخ و مأخذی به عنوان ۱۰% ارزش سر قفلی در قانون وجود ندارد تنها مورد متداول این است که مستاجر وقتی حق کسب و پیشه را با رضایت مالک به دیگری واگذار می نماید یا تغییر شغل می دهد مالک در قبال اعلام رضایت درصدی از ارزش سرقفلی را (مثلاً ۱۰%) به عنوان حق مالکانه دریافت می کند. 

قصد خرید ملکی را داریم که یکی از ورثه خارج از کشور می باشد آیا بدون حضور ایشان این معامله قانونی است یا خیر؟

ورثه ای که خارج از کشوراست و حضور ندارد می تواند از طریق دادن وکالت به دیگری سهم خود را بفروشد در غیر اینصورت معامله فقط نسبت به ورثه حاضر امکان پذیر می باشد و معامله حاضرین نسبت به سهم خودشان از شش دانگ ملک معتبر است و فروش سهم ورثه غیر حاضر قانونی نیست. 

آپارتمانی را فروخته‌ام و بیشتر پول را هم دریافت کرده‌ام در حال حاضر خریدار پشیمان شده چه اقدامی باید انجام دهم؟

اگر برای خریدار در قرارداد حق فسخ مقرر نشده و یا خریدار از حق فسخ مقرر در قرارداد در مدت آن استفاده ننموده فروشنده می تواند الزام خریدار را برای پرداخت مانده ثمن از دادگاه بخواهد. 

فرد پیمانکاری می‌خواهد بر روی زمین من ساختمان بسازد برای گرفتن مجوز به من می‌گوید زمین را به نام او کنم اگر بخواهم این کار را انجام دهم گرفتن چه نوع تضمینی به صلاح است ؟

در قالب تنظیم قرارداد مشارکت مدنی، چندین راه برای تضمین تعهدات سازنده وجود دارد؛ از جمله اینکه در سه مرحله، سه دانگ سهم وی را در بصورت وکالتی بنام بزند: ۱) یک دانگ هنگام تنظیم قرارداد مشارکت. ۲) یک دانگ پس از ساخت سقف اول. ۳) یک دانگ در پایان سقف آخر. روش دوم اینکه، همزمان با اتقال سه دانگ، در سه مرحله فوق چک تضمینی بگیرد. 

ساختمانی را نزدیک یکسال است خریداری کرده‌ام که از مصالح استاندارد استفاده نشده و مشکل دارد آیا می‌توانم شکایت کنم ؟

بستگی به توافقات و شروط و تضمینات قرارداد دارد. 

وکیلی دارم که سی درصد کاری را که تعهد کرده بود، انجام داده است.آیا حق الوکاله وی نسبت به کل کار باید پرداخت شود یا به نسبت درصد کاری که انجام داده است؟

اگر منظور وکیل مدنی است حق الوکاله به نسبت کار انجام یافته پرداخت می شود. 

جواز یک آژانس هواپیمایی را به شخصی فروختم که ایشان شرایط باز کردن آژانس را نداشتند و جواز باطل شد آیا ایشان می توانند از من شکایت کند و پول خود را پس بگیرد ؟

به لحاظ اینکه حقوق و مالکیتی برای خریدار ایجاد نشده در صورتیکه قرارداد شرایط خاص را قید ننموده باشند خریدار حق مراجعه برای استرداد وجوه پرداختی را خواهد داشت

اگر بدهکاری نتواند بدهی خود را پرداخت کند، تکلیف طلبکار از نظر قانونی چیست؟

مطابق ماده ۱ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی هر کس به موجب حکم دادگاه به دادن هر نوع مالی به دیگری محکوم شود و از اجرای حکم خودداری کند، هر گاه محکوم به عین معین باشد آن مال اخذ و به محکوم له تسلیم می‌شود و در صورتی که رد عین ممکن نباشد یا محکوم به عین معین نباشد، اموال محکوم علیه با رعایت مستثنیات دین و مطابق قانون اجرای احکام مدنی و سایر مقررات مربوط، توقیف و از محل آن حسب مورد محکوم به یا مثل یا قیمت آن استیفا می‌شود. از طرفی دیگر مطابق ماده ۳ قانون موصوف اگر استیفای محکوم به از طرق مذکور در این قانون ممکن نگردد محکوم علیه به تقاضای محکوم له تا زمان اجرای حکم یا پذیرفته شدن ادعای اعسار او یا جلب رضایت محکوم له حبس می‌شود. چنانچه محکوم علیه تا سی روز پس از ابلاغ اجراییه، ضمن ارائه صورت کلیه اموال خود، دعوای اعسار خویش را اقامه کرده باشد حبس نمی‌شود، مگر این‌که دعوای اعسار مسترد یا به موجب حکم قطعی رد شود. 

این‌که برخی شرکت‌ها برای ضمانت اجرای کار و حسن اجرای آن چک می‌گیرند، قانونی است؟

در قانون منعی درخصوص گرفتن ضامن یا تضمین بابت حسن انجام کار از کارگر وجود ندارد. به عبارتی دیگر کارفرما می‌تواند اقدام به اخذ تضمین از کارگر کند. اما این امر به آن معنا نیست که کارگر بدون در نظر گفتن قانون اقدام به دادن تضمین یا معرفی ضامن کند. چه این‌که قانون در این خصوص حمایت‌هایی را به منظور حفظ حقوق کارگر انجام داده است. به عبارت دیگر چنانچه سفته یا چک بابت تضمین از کارگر گرفته شد بایستی در آن حتما مبلغ و نیز عبارت بابت تضمین حسن انجام کار درج شود. (قید عبارت بابت تضمین حسن انجام کار سبب می‌شود وصف کیفری چک به استناد ماده ۱۳ قانون صدور چک زائل شود)

همسرم بلا فاصله بعد از عقد مهریه ۱۵۰۰ سکه ای خود را اجرا گذاشته ،او می گوید تا مهریه اش را نگیرد حاضر به تمکین و زندگی مشترک نیست ،دادگاه هم دادخواست تمکین مرا رد و از طرفی ملزم به پرداخت نفقه ماهیانه او نموده است ، می گویند او حق حبس دارد ،قانونا"می تواند تا مهریه اش را نگیرد تمکین نکند، حق حبس یعنی چه؟ تکلیف من بعد از یک سال عقد چیست؟ تا کی این وضع ادامه دارد؟ اگر مهریه اش را گرفت و تمکین نکرد چه باید بکنم ؟ می گویند عدم تمکین ضمانت اجرائی ندارد و زن اگر نخواهد تمکین کند نمی توان او را مجبور به تمکین کرد ، منظورم این است که اگر مهریه رابگیرد و باز تن به زندگی مشترک ندهد چه باید بکنم؟ آیا این کار کلاهبرداری نیست؟!

مشکل این داماد ناکام ، مشکل مردان زیادی است که اخیرا” بکرات با آن مواحه می شویم ،دراین نوشتار بر آن شدیم تا ضمن بررسی ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی که مستند حق حبس است ، پاسخی برای اینگونه سوالات ارایه دهیم ، مطابق ماده ۱۰۸۵قانون مدنی ،زن میتواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند ، مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود .
برای روشن شدن موضوع نا گزیر به بیان مواد ۱۰۸۲و ۱۰۸۳ قانون مدنی هستیم بر اساس ماده ۱۰۸۲قانون مدنی، به مجرد عقد زن مالک مهر می شود و می تواند هر گونه تصرفی در آن بنماید ،و ماده ۱۰۸۳ قانون مذکور مقررمی دارد: .برای تادیه تمام یا قسمتی از مهر می توان مدت یا اقساطی قرار داد .
ملاحظه می گردد ، پس از جاری شدن صیغه عقد ازدواج ، زن مالک تمام مهر بوده و هر زمانی که مطالبه نماید استحقاق در یافت کامل آنرا دارد و مطابق ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی حق دارد تا مهر به او تسلیم نشده از انجام وظایف زناشویی امتناع نماید .
گفته می شود این حق دردو مورد از بین می رود و شوهر می تواند پیش از پرداختن مهر ، از زن بخواهد تا به و ظایف زناشویی عمل کند :
۱- در موردی که برای پرداختن مهر اجلی معین شده باشد ، در این حالت زن در عقد نکاح پذیرفته است که مهر پس از مدتی به او تسلیم شود ،روابط زن و شوهر با پیوند زناشویی آغاز می شود و تکالیف ناشی از این مو قعیت حقوقی بر عهد ه زن و شوهر قرار می گیرد ، حق حبس مانع مشروعی است که زن به استناد آن می تواند از اجرای پاره ای از این تکالیف معاف شود ، پس وقتی به مهلت دار بودن مهر رضایت می دهد بد ین معنی است که ازاین حق می گذرد وقرار دادن مهلت به معنی انصراف از حق حبس است وفرا رسیدن موعد پرداخت حق ساقط شده را دوباره ایجاد نمی کند .
۲- به موجب ماده ۱۰۸۶ قانون مدنی : ” اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خودبه ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد قیام نمود ، دیگر نمی تواند از حکم ماده قبل استفاده کند ، مع ذلک حقی که برای مطالبه مهر دارد ساقط نخواهد شد “.
بنابراین اگر تمکین به اختیار زن انجام گیرد ، پس از آن دیگر اختیاری برای حبس باقی نمی ماند .
در باره این مو ضوع که منظور از تمکین آیا تمکین خاص به معنی عمل زناشویی است یا تمکین عام به معنی تمامی وظایفی که زن در برابر شوهر دارد مانند تکلیف مربوط به حسن معاشرت با او، سکونت در مسکنی که شوهر تعیین می کند و معاونت در اداره خانواده، بین حقوقدانان اختلاف نظر وجود دارد ،به هر حال در فقه مفاد حق حبس عبارتست از خودداری از همخوابگی با شوهر و سایر وظایف زن را شامل نمی شود ، با این همه ظاهر ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی همه وظایفی را که زن در برابر شوهر دارد مشمول حکم خود کرده است .
اکنون این پرسش مطرح می شود که ،اگر پرداختن مهریه منوط به تحقق شرطی شود که در هنگام عقد نکاح وجود ندارد (مانند آنکه پرداخت مهریه به عهده شوهر است که باید در صورت توانایی مالی ( عند الاستطاعه ) بپردازد که اخیرا”نیز گنجاندن چنین شرطی در عقد نامه ها مطرح گردیده است و ریاست سازمان ثبت اسناد طی بخشنامه ای دفاتر رسمی ازدواج را مکلف به پیشنهاد آن به زوجین نموده ) حق حبس زن را ساقط می کند یا خیر ؟
هر چند پارهای از حقوقدانان چنین می پندارند که شرط مذکور در حق حبس زن اخلال نمی کند لیکن در پاسخ باید قائل به تفکیک شد ، به این ترتیب که چنانچه شوهر هنگام عقد نکاح توانایی پرداخت مهریه را داشته باشد ، شرط مذکور خللی در حق حبس زن ایجاد نخواهد کرد و الا چنانچه شوهر حین عقد نکاح توانائی پرداخت مهریه را نداشته است،در این صورت حق حبس به طور ضمنی ساقط شده و توانایی مالی شوهر بعد از نکاح نیز این حق را دوباره ایجاد نمی کند .

اما در این باره که آیا حق حبس برای شوهر نیز وجود دارد ؟ باید گفت : در نکاح نیز مانند سایر عقود معوض ، حق حبس مهر برای شوهر نیز شناخته شده است ، لیکن در جمع بین حق شوهر و زن به این اشکال برخورده اند که اگر زن پیش از گرفتن مهریه ، مجبور به تمکین شود و به دلیلی نتواند آن را از مرد بگیرد حقی را از دست می دهد که جبران پذیر نیست ، در حالیکه از بین رفتن مهر را با پول می توان جبران کرد پس ناچار شده اند در ماده ۱۰۸۵ قانون مدنی تنها از حق حبس زن سخن بگویند و نسبت به حبس مهر از طرف شوهر سکوت کنند .

توضیح داده شد که چنانچه مهریه موجل باشد حق حبس زوجه ساقط می شود ،حال این سوال مطرح می شود که چنانچه مهریه حال باشد اما از طریق دادگاه حکم به تقسیط مهریه صادر گردد آیا کماکان حق حبس زوجه تا پرداخت کامل اقساط باقی است؟یا با تقسیط مهریه حق حبس زوجه ساقط می شود؟
در این خصوص نیز بین حقو قدانان و دادرسان محاکم اختلا ف نظر وجود دارد و رویه غالب محاکم بر پذیرش اسقاط حق حبس زن استوار است لیکن بنظر می رسد این نوع نگرش در تضاد آشکار با فلسفه ایجاد چنین حقی باشد و نمی توان قائل به سقوط حبس در چنین فر ضی بود .
مساله دیگری که جا دارد در این مقام به آن پرداخت آن است که در صورتیکه زن متوسل به حق حبس گردد و تمکین از شوهر را منوط به پرداخت مهریه نماید و شوهر نیز از پرداخت مهریه امتناع نموده و حاضر به پرداخت نفقه زن نباشد آیا قابل تعقیب و مجازات مطابق ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی خواهد بود ؟
با توجه به رای و حدت رویه دیوان عالی کشور نمی توان زوج رادر این فرض بعلت عدم پرداخت نفقه مجازات نمود هر چند زوجه حق مطالبه نفقه رااز طریق حقوقی خواهد داشت با توضیحاتی که بیان شد چنانچه زوج آگاهانه تصمیم به ازدواج بگیرد می تواند از بروز چنین مشکلاتی مصون بوده واین اقدام زوجه را حمل بر کلاهبرداری نکند هر چند اصولا توسل به چنین حقی توسط زوجه در حالیکه به صورت معمول هنگام خواستگاری وعقد زوج را از عدم وصول مهریه مطمئن می سازند ،صحیح ومنطبق با موازین اخلاقی وشرعی نیست.

با سلام بنده حدود ۸ سال است که مقیم هلند میباشم و قبل از خروج از ایران پرونده ای داشتم که ۳ ماه زندانی و ۳ میلیون جریمه را شامل میشد حدو ۳ سال منتظر بودم اما حکم اجرا نشد تا اینکه از ایران خارج شدم و بعد از یکماه حگم اجرا شد و با توجه به اینکه من نبودم وثیقه اجرا شد و پدرم ۷ میلیون وثیقه را پرداخت نمودند.حال چند سوال دارم در ضورت امکان لطف فرموده و جواب مرا بفرمائید . ۱٫ آیا با برگشتنم به ایران حکم دوباره قابل اجراست یا خیر؟ ۲ . در ضورت اجرا آیا فقط موارد موجود در حکم اجرا میشود یا باید جریمه اضافی هم ( زندان و پول ) را بپردازم ؟ ۳٫ در صورت اجرای حکم آیا میتوانم وثیقه پرداخت شده را پس بگیرم ؟ ۴٫ اگر بخواهم به ایران برگردم باید قبلا با سفارت هماهنگ کنم و یا در ورودی مرز بازداشت میشوم؟ با تشکر

با سلام، ابتدائا در صورتیکه مجازات قانونی جرم شما از نوع مجازات بازدارنده یا اقدامات تامینی و تربیتی (ماده ۱۷ قانون مجازات اسلامی)باشد و از تاریخ قطعیت حکم تا زمان بازگشت شما مدت ۵ سال سپری شده باشدتعقیب موقوف و مشمول مرور زمان می باشد.(ماده ۱۷۳ به بعد قانون آئین دادرسی مدنی) در غیر این صورت : پاسخ سوال ۱- بله ،حکم اجرا می شود . ۲-خیر جریمه ای اضافه ندارد. ۳-وثیقه بر نمی گردد. ۴-دلیلی برای هماهنگی با سفارت نمیبینم. 

با سلام و خسته نباشید غرض از مزاحمت درخواست جواب یک سئوال می باشد در بحث تعریف کارکنان دولت و عضویت آنها در شرکت های خصوصی اعم از سهامدار یا هیات مدیره آیا موضوع شامل فقط کارمندان رسمی دولت می باشد یا اینکه هر فرد شاغل در ادارات دولتی اعم از پیمانی ،قراردادی وغیره شامل این ممنوعیت می باشد به زبان ساده آیا نوع استخدام در ادارات دولتی در تعریف و شمول قانون ممنوعیت عضویت کارکنان دولت در شرکت های خصوصی موضوعیت دارد یا خیر؟ از بذل مساعی و جواب جنابعالی بسیار سپاسگزارم با احترام

با سلام .کارکنان دولت در قوانین و مقررات به طور صریح تعریف نشده و مشخص نیست که دقیقاً منظور از کارکنان دولت چه اشخاصی هستند لیکن با مداقه در جامع مقررات مربوطه و بخصوص قانون منع مداخله وزرا و نمایندگان مجلس و کارکنان دولت در معاملات دولتی و کشوری (مصوب ۱۳۳۷) و قانون ممنوعیت تصدی بیش از یک شغل (مصوب ۱۳۷۳) ، کارکنان دولت عبارتند از: کارکنان وزارتخانه ها، سازمان‌ها، شرکت‌ها، مؤسسات دولتی و وابسته به دولت که به نظر اینجانب مشمول هر شخصی که دارای رابطه استخدامی با دولت می باشند می شود. از طرفی کارمند دولت می تواند سهامدار شرکت شود و تنهااز عضویت در هیأت مدیره یا مدیریت عاملی منع شده است. موفق باشید 

با سلام لطفاً به این سوال فوری جواب دهید ممنونم. اگر مردی به صورت محدود به مواد مخدر تریاک اعتیاد داشته باشد و خانه و شغلی با درآمد متوسط داشته باشد وهمسر وی نیز دچار مشکلات روحی بوده و دارای ۲ فرزند دختر باشند و زن تقاضای طلاق کند آیا فرزندان را به پدر میدهند یا مادر؟ در حالیکه پدر امکان نگهداری از فرزندان را ندارد و آیا میتواند با مراجعه به دادگاه تقاضای رسیدگی هب مشکل روحی همسرش را بنماید؟

باسلام حضانت فرزندان تا ۷ سالگی با مادر می باشد و پس از آن نیز دادگاه اختیار دارد تا بعد از طلاق هرکس را (بر اساس مصلحت کودک )مناسب ترمی بیند برای حضانت کودک انتخاب کند. دادگاه باید به این نتیجه برسد که بودن کودک نزد یکی از پدر و مادر به ضرر وی است . مشکل روانی در حد جنون مانع اجرای حق حضانت است و اگر کمتر از جنون باشد( در حد بیماری روحی) مانع حق حضانت نیست. همچنین در صورتی که اعتیاد پدر سلامت روحی یا جسمی کودک را به خطر اندازد وی صلاحیت حضانت را ندارد. در واقع صلاحیت یکی از والدین برای حضانت طفل بسته به نظر دادگاه و مصلحت خود طفل می باشد. موفق باشید

سلام خسته نباشید. من کارمند یک شرکت خصوصی هستم که علیه من اقامه دعوی کردن و منو به گرفتن وجه دستی و پس ندادن آن محکوم کردن در صورتیکه خواهان هیجگونه دلیل و مدرک و سند و یا هر گونه چک و یا سفته ای از من نداشته است. و فقط دو نفر شاهد آورده است که آن هم در اظهاراتشان چیزی از دیدن موضوع نگفته اند ولی بنده در مرجع شورای حل اختلاف محکوک به پرداخت وجه شده ام.حال برای دفاع از خود دادخواست تجدید نظر را پر کرده ام و دیروز تحویل ان مرجع محترم دادم . لطفا مرا در این موضوع راهنمائی فرمائید. با تشکر و امتنان

با سلام شما باید سعی کنید در اظهارات دو نفر شاهد خود تناقض گویی و یا هر مورد دیگری که برای اثبات کذب بوذن شهادت ایشان مفید باشد را پیدا کنید .از طرفی شهود باید دارای شرایط ذیل باشند:عادل ، عدم وجود نفع شخصی برای وی یا رفع ضرر از او، عدم وجود دشمنی دنیوی بین شهود و طرفین دعوی ، عدم اشتهار به فسق و فساد.در غیر اینصورت شما می توانید آنان را مورد جرح قرار دهید. موفق باشید. 

با سلام، اینجانب متاسفانه در یکی از سایتهای اینترنتی که بازی تخته نرد انجام می داد ثبت نام کرده و مبلغ قابل توجهی از دست دادم. به تازگی متوجه شدم که حتی شرکت در اینگونه سایتها جرم است. آیا از لحاظ قانونی راهی برای بازپس گیری مبلغ مذکور وجود دارد یا خیر؟با تشکر.

با سلام. قمار و شرط بندی جرم است و هر دو طرف مجرم اند. مگر شرایط بازی به گونه ای بوده باشد که عنوان کلاهبرداری صدق کند که در اینصورت می توانید شکایت کنید.

سلام یک دستگاه پراید را از آقایی خریدیم . با توجه به این که آشنا بودند تمام پول را داده و قرار شد سند و تعویض پلاک را ظرف چند روز آینده انجام دهند ( پلاک به نام همسر ایشون هست ) . در قبال اینکه مدارک نداریم و تمام پول را داده ایم یک فقره چک از این آقا در وجه انتقال سند خودرو به شماره شاسی و موتور قید شده در سند ماشین گرفتیم و همسر ایشون هم قولنامه دستی را امضا نکردند . صاحب اول وقتی ماشین را فروخته وکالت داده برای انتقال سند و پلاک . صاحب دوم پلاک ماشین را به نام خریدار سوم یعنی همسر دوست ما زده و سند همچنان به نام خودش است . دوست ما چند ماه است برای انتقال سند و پلاک اقدام نمی کنند . آیا از طریق چک ایشون میشه اقدام کرد ؟ راهش چیه ؟ در ضمن پور را به کارت خانم انتقال داده و رسید عابر بانک داریم .

با سلام. دادخواست الزام به فک پلاک و تنظیم سند بر علیه فروشنده و ایادی قبلی وی مطرح نمایید .

سلام ۵ سال پیش من به برادرم ۳۵۰ ملیون پول دادم که برای خود کار شروع کند و به من سود دهد.قراردادی میان ما وجود نداشت.چند باری پولم را شفاهی مطالبه کردم اما توجهی نکرده است.تمام دارایی من همان ۳۵۰ ملیون تومان پول بود.الان حتی پول ندارم که هزینه های دادرسی را پرداخت کنم.چه راهی وجود دارد؟ باید از حق خودم بگذرم؟

با سلام خدمت شما
در پاسخ به سوال شما باید بگویم که خیر شما می توانید از حق خود دفاع کنید.قانونگذار در راستای تحقق حق دادخواهی برای همه افراد که در اصل ۳۴ قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته است، راهکارهایی را پیش‌بینی کرده تا اعسار و ناتوانی مالی، در صورت اثبات در محضر دادگاه مانعی برای دادخواهی افراد نباشد. شما می توانید با استناد به ماده ۵۰۴ قانون آیین دادرسی مدنی که مقرر می دارد:«معسر از هزینه دادرسی کسی است که به واسطه عدم کفایت دارایی یا عدم دسترسی به مال خود به‌طور موقت قادر به تأدیه آن نیست.» در ضمن دادخواست اصلی و یا به صورت جداگانه عدم توانایی خود را مبنی بر پرداخت هزینه های دادرسی به دادگاه ثابت کنید.که یکی از راه های اثبات این موضوع شهادت شهود با استناد بر ماده ۵۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی است که مقرر می دارد«درصورتی که دلیل اعسار شهادت شهود باشد، باید شهادت کتبی حداقل دونفر از اشخاصی که از وضعیت مالی و زندگانی او مطلع‌می‌باشند به دادخواست ضمیمه شود.
‌در شهادت‌نامه، مشخصات و شغل و وسیله امرار معاش مدعی اعسار و عدم تمکن مالی او برای تأدیه هزینه دادرسی با تعیین مبلغ آن باید تصریح شده‌و شهود منشأ اطلاعات و مشخصات کامل و اقامتگاه خود را به‌طور روشن ذکر نمایند.»
به این ترتیب و با اثبات این امر شما از پرداخت هزینه های دادرسی معاف خواهید بود

به تازگی یک دستگاه اپارتمان به همراه پارکبنگ خریداری نمودم در حال حا ضر این ساختمان داری ۴ پارکینگ است که یکی از انها مزاحم میباشد و این هم در سند و هم در صورت مجلس تفکیکی قید شده ولی صاحب این پارکینگ بعد از ۶ سال که ما متوجه شدیم داره جای ما پارک میکند اعلام داشته پلان ساختمان که بر اساس ان تفکیک انجام شده اشتباه است و رفته شکایت کرده تا هم خودش از مزاحمی در بیاد و هم چینش را برهم بزند میخواستم بفرمایید ایا بدون هماهنگی سایر مالکان این اقدام از طرف ایشان بدون اطلاع از طریق شورا حل اختلاف درست است یا خیر و یا اینکه این شخص چه کار میتواند بکندلازم به توضیح است تمامی مالکان مخالف اقدام ایشان هستند با تشکر

بله.ایشان می تواند طرح دعوا نماید و نیازی به رضایت الباقی مالکین نمی باشد.
شورا دلایل و مستندات وی را بررسی می نماید و چنانچه مدرکی محکمه پسند ارائه نماید، دادگاه(شورا) موضوع را به کارشناس محول می نماید و کارشناس یک نظرصادر می نماید.چنانچه نظری مطابق با خواسته ی ایشان توسط کارشناس صادر شده باشد،شورا رای موافق خواسته ی ایشان صادر می نماید و در غیر این صورت دعوی رد می شود.به احتمال زیاد شما و سایر همسایگان نیز به دادگاه احضار خواهید شد.البته جای نگرانی ندارد اگر حق با شما باشد رای با شما و اگر با شما نباشد بر علیه شما.ضمنا نظر شورا قابل تجدید نظر خواهی می باشد.

من اشخاصی را میبینم که در ارگانهای مختلف نظیر شهرداری و اداره کار وکالت انجام میدهند ولی پروانه وکالت ندارند و حتی تو روزنامه هم تبلیغ میکنند مگر این کار جرم نیست؟

خیر جرم نیست.هر چند بهتره برای این امور به وکیل دادگستری مراجعه کنید ولی دو تا ارگانی که نام بردین ارگان قضایی نیستن و هر کسی میتونه با تنظیم یک وکالت نامه محضری به جای شما اعمال شما رو انجام بده .البته دقت کنید گرفتار سودجویان نشوید برخی از این افراد چون دفتر و جای مشخصی ندارند و بر فرض داشتن حتی دفتر به علت نداشتن پروانه وکالت اقدام به کلاهبرداری و سو استفاده میکنند لذا بهتره در درجه اول به وکیل داد گستری مراجعه کنید

آیا زن می تواند بعد از فوت همسرش مهریه اش را طلب کند؟

تصور اغلب مردم بر این است که مهریه فقط در زمان طلاق به زن می رسد، اما این تصور کاملا اشتباه است زن نه تنها در زمان زندگی مشترک بله بعد از مرگ همسرش هم می تواند مهریه اش طلب کند.

طلب کردن مهریه زن بعد از فوت همسرش از امال و دارایی مرد به صورت نقدی یا به صورت قسطی پرداخت می شود.

در قوانین جمهوری اسلامی حقوق متفاوتی برای زن در نظر گرفته شده است که برخی از آنها با ازدواج به زن تعلق می گیرد.

زن می تواند برای زلب مهریه خود به دادگاه مراجعه کرده و دادگاه طبق اموال باقی مانده مرد مهریه زن را پرداخت می کند.

بعد از فوت مرد اولین اولویت با پرداخت وام ها و قرضهای مرد می باشد. که پرداخت مهریه هم جزو وام ها و قرضها به حساب می آید که در صورت طلب زن باید پرداخت شود.

همسرم اعتیاد به مواد مخدر دارد و نفقه پرداخت نمی کند چه طور می توانم برای طلاق اقدام کنم؟

با سلام و خسته نباشید خانمی هستم چهل ساله خواهان طلاق از شوهرم به دلیل اعتیاد به مدت ۱۵سال و عدم پرداخت نفقه والان هم ۵ماهه که سر کار نمی رود و همچنین به دلیل مشکلات عدیده ایی که ایجاد میکند مثل فروختن اتومبیل یکی از مشتریان قبلیش و شکایت فرد از شوهرم . به دنبال طلاق هستم . میخواستم لطف کنید و راهنمایی کنید که با این شرایط من چطور میتوانم از دست این فرد راحت شوم . ممنون

پاسخ :

سلام در صورت عدم پرداخت نفقه و پرداخت هزینه ها از سوی خودتان می توانید شکایت ترک انفاق مطرح کنید. اگر اعتیاد ایشان مضر تشخیص داده شود از سوی پزشک قانونی ، و قابل ترک و درمان نباشد می توانید برای طلاق اقدام کنید. ( یکی از دلایل عسر و حرج در عقدنامه). برای طلاق باید دلایلتان خیلی محکم و با مدرک و قابل اثبات باشد .

آیا می توانم با استناد به شهادت شهود اثبات کنم که گوشی که به نام بنده بوده است مورد استفاده شخص دیگری بوده است؟

سلام شبتون بخیر من یه سیم کارت از سیم کارت هام رو به یکی از دوستانم به همراه یک گوشی دادم. اون هم سیم کارت و گوشی رو به یک شخص دیگری داده است. شخص سوم مرتکب جرم شده است. دونفر روزی که گوشی رو به دوستم میدادم شاهد بودند علاوه بر اون پیام درخواست گوشی و سیم کارت رو از دوستم در تلگرام دارم. چی کار میتونم بکنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ :

با توجه به اینکه سیم کارت به نام شما می باشد باید با استناد به شهادت شهود (متن پیامک اماره ای است که به علم قاضی کمک می کند ولیکن به تنهایی دلیل محکمه پسندی محسوب نمی شود) اثبات نمایید که از چه تاریخی سیم کارت و گوشی به شخص دیگری انتقال داده شده است.

آیا می توانم با وکالت بلاعزلی که بابت ملک همسرم دارم ملک را به نام فرزندانم انتقال دهم؟

با سلام و احترام من از همسرم جهت یک واحد آپارتمان وکالت بلاعزل دارم و بعلت داشتن وام جانبازی نمیتوانم آنرا به نام خودم بزنم آیا میتوانم آنرا به نام دو فرزندم بزنم بدون اینکه بچه ها متوجه شوند و یا میتوانم آنرا به بچه ها صلح کنم چون جای زندگی خودم میباشد و نمی خواهم قبل از اینکه بمیرم اختیار اموال خودم را از دست بدهم با تشکر فراوان

پاسخ :

در صورتی که در وکالتنامه فوق حق فروش ملک به نام هر شخصی را داشته باشید می توانید وکالتی ملک را به نام فرزندانتان بدون اطلاع آنها انتقال دهید ولیکن لازم به ذکر است که وکالتنامه با فوت و حجر هر کدام از طرفین اعتبار خود را از دست می دهد بنابراین بهتر است در ابتدا شما نیز با همسرتان مبایعه نامه ای تنظیم نمایید در خصوص صلح نیز باید عرض شود شما در صورتی می توانید صلح کنید که در وکالتنامه چنین اختیاری داشته باشید.

من با یه اقایی یه دوستی ساده و اجتماعی داشتیم من بدونه این که از ایشون بخوام ایشون کلی برام هدیه و کادو برای بدست اوردن دله من میکردن حالا که متوجه شدن ما واقعا اینده ای نداریم از من میخوان سگی که برام گرفتن و پس بدم و هر قدرم من میگم پولشو میدم میگه نه فقط خوده سگ ایا میتونه از نظر قانونی از من بیگیرتش؟ ممنون میشم جواب بدین

بله هبه(هدیه) دادن قابلیت پس گرفتن دارد .یعنی واهب یا همان کسی که هدیه میدهد هر زمان که بخواهد هدیه را پس بگیرد و در واقع رجوع از هبه کند. رجوع از هبه دو شرط داره : ۱ – مالی که هدیه داده شده موجود باشد. ۲ – حق رجوع هدیه دهنده از بین نرفته باشد مثلا هدیه به پدر٬ مادر و فرزند … هدیه دهنده حق رجوع از هدیه رو نداره…یا اگر هدیه در قبال کاری داده شود حق رجوع نداره…آقا فلان کار و ‌اسم انجام بدی یه ساعت مچی بهتون هدیه میدم.اینم هدیه مشروط لست هدیه مشروط هم پس گرفتنی نیست….اگر مال هدیه داده شده تغییر کنه حق رجوع از بین میره مثلا هدیه نقره باشه تبدیل شه به انگشتر نقره با عقیق…اما شما به دوره نامزدی اشاره کردین که در پاسخ شما ماده ا۱۰۳۷ قانون مدنی:
هر یک از نامزدها میتوانند در صورت بهم خوردن وصلت منظور هدایایی را که به طرف دیگر یا ابوین او برای وصلت منظور داده است مطالبه کند. اگر عین هدایا موجود نباشد مستحق قیمت هدایایی خواهد بود که بطور عادت نگاهداشته میشود.مگر اینکه آن هدایا بدون تقصیر تلف شده باشد.

ما یه زمینی داشتیم که میخواستیم براش سند بگیریم که مدارک این زمینو به همراه اصل فروشنامه دادیم به شخصی که دفتر شخصی ثبت اسناد اینا داشت تا برامون وقت بگیره تا کارشناس بیاد و کارای مربوطه انجام بشه .اما دوساله مارو کاشته هنوز سند نگرفته هی امروز و فردا میکنه . من میخواستم بپرسم ک امکانش هست که به نام خودش زده باشه؟یعنی میتونه با داشتن فروشنامه زمینو بفروشه یا به اسم خودش بزنه و ما خبر نداشته باشیم؟

خیر به لحاظ قانونی نمی تواند بدون حضور مالک نقل و انتقال صورت دهد..مشخصات هویتی خریدار (مالک) در فروشنامه ثبت شده است. قبل از فروش احراز مالکیت میشود. البته درصورتیکه به فرد مورد نظر وکالت برای فروش نداده باشید… .‌‌..خواهر من دو سال برای اینکار زمان زیاد و مشکوکی است…احتمال جعل و کلاهبرداری و فروش مال غیر در چنین مواردی زیاد است…اگر منکر تخویل گرفتن فروشنامه و اسناد شود مدرکی دارید که ثابت کنید تحویل ایشان دادید؟ پیشنهادم این است که برای آخرین بار در حضور چند نفر عاقل و بالغ که با شما نسبت خویشاوندی نزدیک ندارند از فردی که فروشنامه و دیگر اسناد را تحویل گزفته بخواهید خواسته ی شما را انجام دهد در غیر اینصورت هرچه سریع تر اسناد را عودت دهد.پاسخی که به شما خواهد داد را گواهان بخاطر بسپارند تا اگر در صورت پیگیری قضایی منکر تحویل اسناد شد شاهدان در دادگاه گواهی بدهند

برادرم سند خانه را گرفته و انکار میکند که سند دست وی میباشد و برای انحثار وراثت سند را نمیدهد ایا راه حلی در این مورد وجود دارد؟

اشاره نکردین انگیزه برادرتان از این اقدام غیر قانونی چیه؟؟ درهر صورت برادر شما با سندی که در مالکیت شخص دیگه ای است،به لحاظ قانونی نمیتواند اقدامی در جهت تضییع حق و حقوق دیگر ورثه انجام دهد. چراکه هر اقدامی با سند مزبور در هر سطحی که باشد نیازمند حضور مالک است.در نقل و انتقال املاک قبل از هر افدامی مالکیت شخصی که قصد فروش ملک را دارد احراز میشود. چنانچه ملک موضوع معامله از مصادیق املاک موروثی باشد. سند مالکیت باید نام شخصی باشد که فوت نموده و به سبب ارث و انحصار وراثت .به وراث متوفی انتقال یافته باشد. در غیر اینصورت هیچیک از وراث نمیتواند اقدامی قانونی با سند انجام دهد.لذا هر اقدامی از جانب وراث (در چارچوب قانون)گواهی حصر وراثت میطلبد. و در خصوص اینکه آیا همه وراث موافق و آماده فروش ملک موروثی هستند یا خیر هم با دقت بررسی های لازم صورت میگیرد.در صورت متعدد بودن وراث، هنگام تنظیم مبایعه نامه همه آنها باید حضور داشته باشند و امضا نمایند. یا نماینده و وکیل قانونی شان در زمان عقد قرارداد حضور داشته باشند که در صورت وجود وکیل جهت نقل و انتقال مورد وراثت استعلام از دفتر اسناد رسمی صادر کننده وکالت الزامی است. لذا درصورتیکه مالک در شرایط پدر شما (متوفی) باشد استفاده ی قانونی از سند مالکیت، نیازمند گواهی انحصار وراثت است. درصورتی که گواهی انحصار وراثت هم نداشته باشین، هر گونه اقدامی با سند مزبور نیاز به حضور همه ورراث یا یکی به نمایندگی از سایر …در هر صورت جای نگرانی ندارد. استفاده ی قانونی از سند مزبور بدون گواهی انحصار وراثت یا وکالت نامه رسمی و محضری از طرف سایر وراث، برای برادرتان امکانپذیر نیست.مگر اینکه فعل خلاف قانون یا جعل اسناد صورت بگیرد که در آن صورت برادرتان مجرم خواهد بود… چنانچه یقین دارید سند در اختیار ایشان است.پیشنهادم تشکیل یک جلسه ی خانوادگی با حضور سایر وراث و با واسطه بزرگان و ریش سفیدان خاندان تا قانعش کنند که استفاده از سندی که نیازمند گواهی انحصار وراثت است امکانپذیر نیست.اگر همچنان روی موضع خود ایستادگی کرد و حاضر نشد سند رو در اختیار وراث قرار دهد پیشنهادذ من پیگیری قضایی است.چنانچه مایل به اقدام قانونی از طریق مرجع قضایی نبودید راه سخت تر و پردردسرش این است که با انجام مراحل انحصار وراثت اعلام مفقودی سند و درخواست صدور المثنی نمایید.با این توضیح که صدور سند مالکیت المثنی زمان بر و دوندگی زیادی میخواهد.

آیا زنی که مهر خود را به همسرش بخشیده است می تواند از بخشش خود رجوع و مهر خود را به صورت مجدد مطابه کند یا خیر ؟

آیا زنی که مهر خود را به همسرش بخشیده است می تواند از بخشش خود رجوع و مهر خود را به صورت مجدد مطابه کند یا خیر ؟ 
حالت اول …
زمانی است که زوجه در خصوص مهریه ,ما فی الذمه ( آنچه که برعهده کسی است ) زوج را ابراء می کند (ابراء ایقاعی است رایگان که به موجب آن طلبکار از حق خویش میگذرد ) به این بیان که که میگوید از نظر من تو دیگر تکلیفی برای پرداخت مهریه نخواهی داشت ( تو را از پرداخت مهریه بری میکنم ) این بیان باعث میشود تا تکلیف شوهر در ادای مهر به طور کلی ساقط شود . پس در این حالت زن حق رجوع ندارد .
حالت دوم …
زمانی است که زوجه در قبال طلاق مهریه خود را به شوهر بذل (بخشیدن ) میکند . بذل مهر در طلاق های خلع و مبارات انجام می شود ,خلع و مبارات دو نوع طلاق توافقی است در فقه و حقوق اسلامی است که در آن زن با واگذاری مالی به شوهر از وی طلاق میگیرد . این طلاق مربوط به زمانی است که زن از شوهر به قدری تنفر پیدا کرده باشد که حاضر شود با پرداخت پول از قید همسری وی رها شود . این مال ممکن است مهریه زن یا معادل آن باشد . به همین جهت در فرهنگ عامه از عبارت ((مهرم حلال جانم آزاد )) در اشاره به این نوع طلاق استفاده می کنند . بنابراین زن با پرداخت مالی به شوهر , از او میخواهد که طلاقش دهد . اگر زن در ایام عده طلاق از بذل خود رجوع کند طلاق ملغی و کان لم یکن خواهد شد . یعنی همچنان زن و شوهر محسوب میشوند و مثل این است که اصلا طلاقی صورت نگرفته است پس در این حالت زن حق رجوع از مهریه را تا پایان مدت عده دارد .
حالت سوم …
زمانی است که زوجه مهریه خود را به زوج هبه می کند به این بیان که میگوید من مهر خود را به تو بخشیدم , در این حالت است که همانند سایر اشکال هبه تکلیف شوهر در پرداخت مهریه به طور کلی ازبین نمی رود چرا که زن می تواند تحت شرایطی از هبه مزبور رجوع و مهر خود را مطابله کند خواه طلاق گرفته باشد یا نگرفته باشد .

تاریخ ارسال پست  ۹۸/۱/۲۵

تفاوت چک بانکی و چک بین بانکی چیست ؟

♦️♦️تفاوت چک بانکی و چک بین بانکی

بارها برای انجام مبادلات بانکی خود از انواع چک‌های بین بانکی استفاده کرده‌ایم، اما شاید به درستی ندانیم این چک‌ها چه کاربردی دارد و تفاوت آنها با یکدیگر چیست. لذا مطالعه این سطور از این پس شما را برای انجام امور بانکی‌تان بیشتر کمک می‌کند.

♦️چک بین بانکی

چک بین بانکی چکی است که طبق درخواست مشتری از سوی بانک به عهده یکی از سایر بانک ها با استفاده از رمز صادر می شود. وجه چک های بین بانکی نقدی قابل پرداخت نبوده و باید به حساب متقاضی در بانک منظور شود. اما نوع دیگر چک بین بانکی که عهده سایر بانک هاست، در صورتی از سوی بانک صادر می گردد که ذینفع در بانک پرداخت کننده وجه دارای شماره حساب باشد. در این صورت چک مزبور در وجه بانک مورد نظر و جهت واریز به حساب درخواست شده از سوی متقاضی صادر می گردد.

ابطال چک های بین بانکی

برای ابطال چک های بین بانکی، بانک مقصد (بانکی که چک در وجه آن صادر شده) باید پشت چک صادر شده را مهر نموده و ذکر نماید که هیچ عملیاتی انجام نشده است تا اقدامات لازم جهت برگشت وجه چک به حساب متقاضی صورت پذیرد.

♦️چک بانکی

چک بانکی، چکی است که طبق درخواست مشتری از سوی بانک در وجه اشخاص حقیقی یا شرکت های حقوقی با استفاده از رمز مخصوص صادر می گردد و در تمام شعب بانک قابل نقد کردن است. چک بانکی با امضای صاحب چک برای چک های در وجه اشخاص حقیقی و مهر برای چک های در وجه شرکت های حقوقی در پشت آن معتبر بوده و قابل انتقال به غیر است.

تاریخ انتشار :۱۳۹۸/۰۱/۲۷

سلام من مشروب خوردم در هنگام رانندگى پلیس رهنمایی رانندگى منو گرفت تست الکلم ١۴٠ میلى بود بار اولم و هیچ سوء پیشینیى ندارم میخواستم ببینم حکمم چیه؟

سلام مجازات شرب خمر ۸۰ ضربه شلاق حدی می باشد که اجرا می شود. امکان تخفیف در مجازات به نظر قاضی بستگی دارد.

با سلام.میخواهم با اجرا گذاشتن مهریه ام از طریق ثبت، همسرم را ممنوع الخروج کنم.آیا راهی هست که بتوان پیش از مطلع شدن ایشان،ممنوع الخروج شود؟چون ایشان تابعیت کشور خارجی دارد و به محض مطلع شدن،می تواند به سرعت از کشور خارج شود

بله میتوانید مهریه را ازاجرائیات ثبت به اجرا بزارید وا زطریق اداره گذرنامه ایشون رو ممنوع الخروج کنید و هروقت ایشون بخان ازکشورخارج شوند متوجه میشن که ممنوع الخروج شدند .

سلام.یک شیشه عرق دست ساز یک ماه پیش از من گرفتن میخام بدونم چ حکمی برای من میزنن.جریمه یا شلاق؟بعد حضور یکی از والدین را میخواهد یا نه.

در ماده ۷۰۲ قانون مجازات اسلامی مقرر گردید هر کس مشروبات الکلی را بسازد، بخرد یا بفروشد و یا در معرض فروش قرار داده و یا حمل و نگهداری کند یا در اختیار دیگری قرار دهد به ۶ ماه تا ۱ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و نیز پرداخت جزای نقدی به میزان ۵ برابر ارزش عرفی (تجاری) کالای یاد شده محکوم می شود . حضور والدین نیازی نیست.

باسلام بنده یک واحد اپارتمان را در بنگاه خریداری نمودم و تمام بهای ان را پرداختم وفقط ۶۰ میلیون را به بعد از سند زدن موکول کردم در قولنامه قید شده که سند تا ۶ ماا بعد از تاریخ قولنامه به نام زده میشود وبرای تاخیر روزی ۲۵۰ هزارتومان قید شده بعد از دوسال فروشنده سند به مام بنده زده ولی تمام چک ۶۰ میلیون را از من مطالبه میکند درصورتی که باتوجه به تاخیر در سند زدن بنده نمیخواهم ان ۶۰ میلیون را پرداخت کنم ولی بنگاه دار چک ۶۰ میلیونی مرا نمیدهد ومیگوید باید پرداخت کنی ایا من میتوانم چک راپرداخت نکنم؟ چگونه میتوانم خسارت خودم رو دریافت کنم؟

با سلام

باید چکتون رو پاس کنید چون چک درحکم اسناد لازم الاجرا می باشد و صادرکننده موظف است درتاریخ معین چک را پاس کند و بعداز پاس شدن دادخواست خسارت تاخیر طبق قراردادتون به طرفیت فروشنده دهید

باسلام بنده کارمند حسابداری شرکت هستم/فردی جهت خرید محصولات شرکت چک به مبلغ ده میلیون و هشتصد هزار ریال به تاریخ ۹۳/۱۱/۱۱ در وجه شرکت به من داده / ولی در روی چک مبلغ به عدد اشتباها و احتمالا عمدا ۱۰۰۸۰۰۰۰ نوشته / ( سابقه ای که از فرد سراغ دارم و اینکه شرکت ما چک هارو خرج میکنه و توی حساب نمیخوابونه که به موقع وصول بشه احتمالا عمدا اینکارو کرده چون چند بار قرار شد بیاد اصلاح کنه حالا هم به تلفن جواب نمیده و خاموش میکنه ) میخواستم ببینم با توجه به سررسید چک که ۹۳/۱۱/۱۱ هست میتونم از طریق بانک یا مراجع قضائی حل کنم یا نه ؟ باتشکر

در صورت مغایرت حروف و عدد مبلغ چک مبلغی که به حروف نوشته شده است ملاک اعتبار بوده و بانک به آن توجه می کند علی ایحال در صورت عدم وصول وجه چک از طرف بانک باید از طریق مراجع قانونی برای مطالبه وجه اقدام نمایید.

با سلام شخصی با بنده تصادف کردند بعد از به هوش آمدن متوجه شدم ایشان متواری شدند دیه صدمات وارد شده به من چطور میشود ؟

در مواردی که وسیله نقلیه به علت فقدان یا انفضا بیمه نامه و یا وسیله نقلیه مسبب حادثه متواری شود یا شناخته نشود دیه شما از صندوق تامین خسارت های بدنی جبران می شود .

سلام شرایط عسر و حرج چیست ؟

عسر و حرج به شرایطی گفته می شود که ادامه زندگی مشترک برای زوجه سخت است . مصادیق مختلفی از قبیل عدم پرداخت نفقه ، ضرب و جرح، اعتیاد ، مصرف مشروبات الکلی ، فقدان عقل معاش یعنی زوج نداند مال و درآمدش را چگونه ودر چه راهی خرج کند و … را می توان نمونه های عسر و حرج دانست .

با سلام خودروی من را میخواهند به دلیل چک برگشتی توقیف کنند فقط پلاک ماشین به نام من هست اما سند قطعی به نام شخص دیگری میباشد آیا حق به مزایده گذاشتن خودرو به دلیل چک برگشتنی توسط دادگاه هست یا خیر؟

سلام و عرض ادب. بستگی داره که توقیف اموال از طریق اجرای ثبت انجام بشه یا دادگاه , اگر توقیف اموال از طریق اجرای ثبت انجام بشه خودروی باید طبق سند رسمی به نام صادر کننده چک باشد و پلاک خودرو ملاک نیست . اما از طریق دادگاه با مبایعه نامه یا پلاک میشه شکایت کرد و در صورت حکم محکومیت خودرو در اجرای احکام به مزایده گذاشته میشه که در اینصورت با ورود ثالث در دادگاه و ارایه مبایعه نامه خود میتوان از اجرای حکم جلوگیری کرد .

در جریان پرونده ای تقصیر کارشناس رسمی دادگستری و قاضی پرونده محرز بود و پس از ۳ سال به کانون کارشناسان و دادسرای انتظامی قضات شکایت نمودم که به نتیجه ای نرسید، هنوز پاسخ درستی نمی دهند و صحبت از مرور زمان میکنند ، آیا مرور زمان بر این شکایت صادق است؟

طبق قانون کارشناسان مصوب سال ۱۳۸۱ هیچ گونه مرور زمانی جهت طرح شکایت از کارشناس مطرح نگردیده است.
اما مطابق ماده۷۰ آئین‌نامه اجرایی قانون کانون کارشناسان رسمی دادگستری مصوب۷/۲/۱۳۸۲ هیأت محترم وزیران که بنا به پیشنهاد شماره ۲۷۹۷ /۰۲/۱۱۱ مورخ ۲۸/۷/۱۳۸۲ وزارت دادگستری و به استناد ماده۴۰ قانون کانون کارشناسان رسمی دادگستری مصوب۱۳۸۱ وضع و تدوین شده است. در تخلفات انتظامی که دو سال از تاریخ وقوع آن منقضی گردیده و تعقیب‌نشده باشد و یا دو سال از تاریخ آخرین اقدام انتظامی آن گذشته و منتهی به صدور حکم نشده، تعقیب موقوف خواهدشد.
اما مدتی بعد پس از رسیدگی در دیوان عدالت در تاریخ: ۲/۴/۱۳۸۷ شماره دادنامه: ۲۰۵ ،رای صادره به این مضمون اعلان گردید:
تصویب ماده ۷۰ مذکور خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات قوه‌مجریه در وضع مقررات دولتی تشخیص داده شده، مستنداً به قسمت دوم اصل یکصد و هفتاد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده یک و بند یک ماده ۱۹ و ماده ۴۲ قانون دیوان عدالت اداری ابطال می‌گردد.
و اما در مورد تخلف قاضی پرونده، مطابق قانون نظارت بر رفتار قضات مصوب ۱۳۹۲، ماده ۲۵ـ در موارد زیر تعقیب انتظامی‌موقوف می‌شود: ……. تبصره ـ مدت مرور زمان تعقیب انتظامی از تاریخ وقوع تخلف و یا آخرین اقدام تعقیبی سه سال است.
نتیجه :
مطابق آیین نامه اجرایی قانون کارشناسان جهت رسیدگی به تخلفات کارشناسان، مرور زمان دو ساله پیش بینی شده بود که پس از رسیدگی در دیوان عدالت ابطال گردید. پس در حال حاضر جهت شکایت از تخلف کارشناسان مرور زمانی وجود ندارد و هر زمان می توان از تخلف کارشناس شکایت نمود.
درمورد تخلف انتظامی قاضی به دلیل مرور زمان سه سال، این تخلف قابل پیگیری نبوده و قرار منع تعقیب در پی خواهد داشت.

در جریان شکایت از کارفرما موفق به اخذ رای بر علیه وی ، محکومیت وقطعیت رای گردیدم .ولی پس ابلاغ رای ، ایشان از اجرای رای استنکاف می کنند و هنوز حق بنده را پرداخت ننموده اند. چه کار باید کنم؟

طبق ماده ۱۵۹ قانون کار ( رای هیات های تشخیص پس از ۱۵ روز از تاریخ ابلاغ آن لازم الاجرا می گردد و در صورتی که ظرف مدت مذکور یکی از طرفین نسبت به رای مزبور اعتراض داشته باشد اعتراض خود را کتبا به هیات حل اختلاف تقدیم می نماید و رای هیات حل اختلاف پس از صدور قطعی و لازم الاجرا خواهد بود . نظرات اعضای هیات بایستی در پرونده درج شود) می توان اجرا از دایره اجرای دادگستری مطالبه نمود .
اما در صورتی که رای ابلاغ شده و زمان اعتراض نیز گذشته باشد و محکوم از اجرا سر باز زند می توان از طریق شکایت کیفری طبق ماده ۱۸۰ همین قانون با توجه به جرم انگاری شدن این عمل ، ایشان را محکوم کرده الزام به اجرای رای نمود. (ماده ۱۸۰ – کارفرمایانی که بر خلاف مفاد ماده ۱۵۹ این قانون از اجرای به موقع آراء قطعی و لازم‌الاجرای مراجع حل اختلاف این قانون خودداری‌نمایند، علاوه بر اجرای آراء مذکور، با توجه به شرایط و امکانات خاطی به جریمه نقدی از ۲۰ تا ۲۰۰ برابر حداقل مزد روزانه کارگر محکوم خواهند‌شد) .

دارنده چک جهت وصول مبلغ چک به صادر کننده مراجعه نموده، ولی صادر کننده به محض رویت چک را ربوده، مبادرت به پاره کردن چک نموده است، مجازات ایشان چیست؟

باتوجه به ماده۶۸۲ قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات مصوب ۱۳۷۵ جرم اتلاف اسناد تجارتی بوده ، حبس از ۳ ماه تا ۲ سال محکوم خواهد شد.
عین ماده ««« ماده ۶۸۲ قانون مجازات اسلامی : هر کس عالماً هر نوع اسناد یا اوراق تجارتی و غیر تجارتی غیر دولتی را که اتلاف آنها موجب ضرر غیر است بسوزاند یا به هر نحو‌ دیگر تلف کند به حبس از سه ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.»»»

اگر افراد عادی ویا افراد مندرج در ماده ۵۸۳ از قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵، اشخاص را به هر انگیزه محبوس کرده مانع استفاده از آزادی وی گردد شامل مصداق توقیف غیر قانونی می گردد.؟

عین ماده قانون مرتب ۵۸۳ – ق.م.ا : -هرکس از مقامات یا مامورین دولتی یا نیروهای مسلح یا غیر آنها بدون حکمی از مقامات صلاحیت دار در غیر مواردی که در قانون جلب یا توقیف اشخاص را تجویز نموده، شخصی را توقیف یا حبس کند یا عنفا در محلی مخفی نماید به یک تا سه سال حبس یا جزای نقد از شش تا هجده میلیون ریال محکوم خواهد شد .

ایاطرح دعاوی الزام به تفکیک وافراز و اخذصورتمجلس تفکیکی و الزام به تنظیم سند رسمی بطور همزمان ممکن است؟به طرفیت چه کسانی باید طرح شود؟

سلام بله به طرفیت امضا کنندگان قرارداد و مالک اصلی که سند به نامش است ولو امضا نکرده باشد.

سلام من با یکی از دوستانم یک قرارداد مضاربه نوشتم که من ۱۰۰ میلیون به ایشان بدهم و ایشان کار کند و سود حاصله از این کار را بین من و خودش تقسیم نماید..۳ ماه کارد و الان در عین ناجوئانمردی به من چکی داده برای یکسال دیگر و گفته دیگر با تو کار نمیکنم و هیچ سودی هم به تو نمی دهم...ایا من کاری میتوانم انجام دهم تا به سودهای ۱۰۰ میلیون پولی که میگرفتم برسم...؟؟؟؟؟؟؟

سلام اظهارنامه ارسال و مطالبه اصل وجه بابت مضاربه و سود آنرا طبق قرارداد شفاهی و یا کتبی اگر دارید مطالبه نمایید اگر نداد دادخواست بدهید.

با سلام. بنده به مدت چند سال در ایران نبودم و متعاقب بازگشت متوجه شدم که پدرم ملکی داشته اند که در سال ۱۳۷۷ موات اعلام شده است در حالکیه ایشان در سال ۱۳۷۴ فوت کرده بودند. به اداره ثبت مراجعه کردم تا وضعیت مالکیت ملک مزبور را سوال کنم که پیرو نامه ای به بنده گفتند که سازمان زمین شهری این ملک را در سال ۱۳۷۷موات اعلام کردهاست و متعاقبا ملک موصوف را به شهرداری داده است که هم اینک این ملک خیابان و معبر عمومی شده است. اینک سوال بنده اینست که چه راهکاری برای احقاق حقوق بنده وجود دارد؟

سلام میتوانید با دادنامه حصر وراثت کارت ملی و وکالت از طرف ساسر ورثه و تصویر سند مالکیت به زمین شهری مراجعه و تصویر احکام و سوابق را گرفته و نسبت به حکم موات صادره. اعتراض خود را از طریق دفتر خدمات طی دادخواست ثبت و اقدام نمایید.

سلام.حدود پانزده سال قبل دختر و پسری به عقد موقت(یک ماهه) یکدیگر در می آیند که عاقد پدر دختر می‌باشد .در همین حین زوجه باردار میشود و زوج هم ناپدید و دیگه هیچ خبری ازش نیست.زوجه فرزند خود را توسط قابله محلی به دنیا می آورد و گواهی تولد نیز ندارد.حالیه چه اقداماتی جهت اخذ شناسنامه فرزند و احیانا ثبت ازدواج و سایر اقدامات مقتضی و مراجع صالح کدامند

دادخواست الزام زوج به ثبت واقعه نکاح موقت و اخذ شناسنامه برای فرزندش

سلام وقت بخیر بنده یک قطعه زمین زراعی درسال ۸۰ازشخص الف خریداری کردم شخص الف راهمه اهالی بعنوان صاحب زمین می شناختند ولی صاحب زمین نبوده ازپدر ایشان بوده که درسال ۷۸ فوت نموده درحال حاضر ورثه یکی از وراث شکایت کرده وادای ارث خودش کرده دادگاخ رامیان حکم به خلع ید داده.ورا بعنوان مشاع معرفی کرده.بنده مایحتاج خانواده خودم را ازاین زمین براورده می کنم ورثه هم مانع کشت من می شود بنده باید چکار کنم؟

 با سلام اگر فروشنده مالکیت موروثی داشته شما با بقیه ورثه مالک مشاعی هستید و برای تصرف در مال مشاعی خود(اگر حکم خلع ید قطعی و اجرا شود)باید با بقیه مالکین به توافق برسید و اگر کسی از وراث تصرف نمایند، شما می توانید نسبت به سهم خود اجرت المثل بخواهید.

با عرض سلام اینجانب حدود شش ماه قبل متوجه رابطه نامشروع خانومم با شخصی که متاهل بودند شدم که با حکم قاضی این دو نفر در منزلی تنها بازداشت شدند وبعد از بازداشت دادگاه کیفری حکم بر رابطه نامشروع و نودونه ضربه شلاق صادر کرد حالا می خواهم بدانم می توانم حضانت فرزندم که دختر پنج ساله میباشد از دادگاه برای خود بگیرم وایا این حکم رابطه نا مشروع می تواند در مورد مهر و نفقه واجرت المثل کمکی به اینجانب بکند لازم به ذکر است مراحل طلاق در حال سپری شدن است ممنون خواهشن اینجانب را راهنماای کنید

 با سلام بله، می توانید درخواست حضانت فرزند خود را بلحاظ عدم صلاحیت مادرش بنمائید ولی محکومیت زوجه در مهریه اثری ندارد، ولی اجرت المثل هم به زوجه تعلق نمی گیرد و تا زمانی که در علقه زوجیت شما و در تمکین باشد باید نفقه او را بدهید.

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما. بنده یک ماشین لیزینگی را از فردی خریده ام. در قولنامه بین ما قید شده که دو فقره چک خودرو پرداخت شده و دو فقره ی دیگر به عهده ی بنده خواهد بود. من در تاریخ های معین مبالغ دو فقره چک را به حساب فروشنده ریختم تا به حساب کارخانه خودرو واریز کند. اما متوجه شدم نه دو فقره چک سوم و چهارم را پرداخت کرده و نه دو فقره چک اول و دوم. با مراجعه ام به نمایندگی متوجه شدم هیچکدام از چک ها پرداخت نشده و دیرکرد خورده اند. با تماس با فروشنده متوجه شدم تلفنش خاموش و آدرس خانه اش هم تغییر کرده. میخواستم بپرسم تکلیف بنده در این موقعیت چیست و چگونه میتوانم حق و حقوق خود را بگیرم؟

سلام مجبورید خودتان بدوا پرداخت و طی دادخواست با توجه به قرارداد ودلایل پرداختی خود نسبت بر استرداد وجوه قبلی به حساب وی اقدام کنید.

با سلام و خسته نباشید گوشیم رو ازم سرقت کردن در کرمان بعد از یکسال روشن کردن و من با نامه داددگاه از طریق اپراتور اطلاعات سیم کارتی که روی گوشی سرقتی از اینجانب فعال شده بود رو بهم دادن.ولی شخصی که سیمکارت بنامش بوده اهل یکی از شهرستانهای تهران هستن و دفتر قضایی می گوید باید مراحل پیگیری و شورای حل اختلاف برای استرداد گوشی در همان شهرستان در تهران صورت بگیرد و من باید دائم اینطوری در حال رفت و امد باشم و سخت است.با این اطلاعاتی که از سارق د ارم میتوانم شکایت کیفری مطرح کنم که ایشون بیان کرمان نه اینکه من برم تهران.لطفا نوع شکایت و مراحل و محل انجام را توضیح دهید با تشکر

سلام محلی که گوشی سرقت شده صلاحیت رسیدگی دارد و می تواند مرجع قضایی به شهرستان های دیگر نیابت قضایی صادرکند

سلام.برادرم خانوم متاهلی را به قتل رسانده است.پدر مقتوله دارای دو همسر بوده است.پس از مدتی پدر خانواده فوت مینماید و قاضی علاوه بر مادر و خواهر و برادر تنی مقتول, برادر و خواهر ناتنی مقتول و همچنین زن دوم پدر مقتول را نیز بعنوان اولیای دم بحساب می اورد.اکنون در استانه رضایت گرفت از خانواده مقتول در ازای پرداخت مبلغی پول هستیم.سوال اولم این است که اولا آیا پول دیه باید به حساب دادگستری واریز شود؟ دوم اینکه اگر دادگاه بخواهد مبلغ دیه را تقسیم کند این پول به چه نسبتی بین اولیای دم تقسیم میشود؟آیا شوهر مقتول نیز از این مبلغ سهمی میبرد؟اگر آری چند درصد وجه. متشکرم غذرخواهی بایت سوال طولانی

 دیه به حسابی که اجرای احکام معرفی میکند واریز میگردد. به خواهر و برادر مقتول چیزی نمیرسد چون پدر مقتول موقع قتل دخترش زنده بوده است. شوهر مقتول از زوجه مقتولش ارث میبرد.

سلام من بهمن ۹۳ از یک شرکت ایرانی که ادعا میکرد نماینده یک شرکت چینی است یک دستگاه آزمایشگاهی چینی به قیمت ۱۲۰ میلیون تومان خریدم و خرداد ۹۴ نصب شد .طبق قرار داد شرکت فروشنده باید ۱۰ خدمات پس از فروش میداد اما الان ۶ ماه است که دستگاه خراب است و شرکت فروشنده میگوید که دیگر نمایندگی شرکت چینی را ندارد و قرار است شرکت دیگری نمایندگی بگیرد و باید صبر کنی تا آن شرکت دستگاه را تعمیر کند و اصلا هم معلوم نیست شرکت دیگر واقعا نمایندگی بگیرد و رییس آن شرکت گفت حتی اگر نمایندگی بگیریم تا ۲ سال قادر به انجام سرویس نیستیم . سئوال : آیا من میتوانم از شرکت فروشنده شکایت کرده و خواسته ام پرداخت زیان ناشی از خراب بودن دستگاه باشد ؟! عنوان شکایت چه باید باشد ؟ آیا وکیل خاصی در باره این موارد وجود دارد ؟

 سلام با استناد به ماده قرارداد الزام ایفای تعهد مبنی بر ارایه خدمات و رفع خرابی دستگاه خریداری شده البته اقدام به وسیله وکیل مطمئن تر خواهد بود.

با عرض سلام فروشنده ۷۰% ثمن را گرفته که با بالا رفتن قیمتها طمعکار شد و آپارتمان رو تحویل نداد و مابقی ثمن پرداخت نشد.خریدار الزام به تحویل مبیع طرح کرد فروشنده هم دعوای فسخ، که به طور قطعی محکوم شد و تا وصول عدم فسخ، الزام به تحویل متوقف بود(قرار اناطه).حکم بدوی الزام به تحویل صادر شد و رفت تجدیدنظر.فروشنده دوباره دادخواست ابطال مبایعه نامه زد و نوشت چون طبق سند مشارکت مدنی بانک مسکن(بدون اطلاع خریدار)ملک در رهن بانک بوده و فروشنده(مالک) حق فروش نداشته و بانک هم فروش را تنفیذ نمیکند ارکان بیع و مبایعه نامه باطل میباشد.یک گواهی از این دادخواست به دادگاه تجدیدنظر تحویل آپارتمان برد که آنرا اناطه کند.۱- آیا برای یک پرونده که یکبار برای فسخ اناطه شده باز هم اناطه تعلق میگیرد؟۲- اصولا یک پرونده را چندبار میتوان اناطه کرد؟۳- آیا با استناد به اقرار فروشنده مبنی بر نداشتن حق فروش و عدم تنفیذ فروش توسط بانک در دادخواستی که خودش به ثبت رسانده میتوان شکایت کیفری فروش مال غیر کرد؟۴- آیا با در نظر گرفتن مابقی ثمن که کفاف رهن بانک را میدهد مبایعه نامه باطل میشود؟.با تشکر

 سلام ۱- علی الاصول خیر ۲- معمولا یک بار مگر در فرض نادری جهت دیگری مطرح شود ۳- می توانید شکایت کیفری نمائید ۴- معامله باطل نیست

برفرض مثال بنده ملکی را خریداری واقدام به احداث ۱۰ واحد اپارتمان در ان نمودم هنگام انجام مقدمات اخذ سند برای واحدها متوجه شده ام ۲۰ متر ار مساحت ملک مجاور داخل در ملک من شده وحقیقتا مطلع نبودم ومتاسفانه مالک ملک مجاور آگاه شده وبه هیچ نحوی رضایت نمیدهد حتی با دریافت مبلغ مورد نظر براساس بالاترین قیمت روز وثبت محل هم دادن سند رامنوط به جلب رضایت وی نموده از انجا که بنده واحدها راواگذار وخریداران بر من فشار می اورند جهت تنظیم سند من میتوانم مالک ملک مجاور را ملزم به فروش کنم ؟ودر غیر اینصورت راه حل دیگری هست یا نه ؟.باسپاس فراوان

 با سلام طبق ماده واحده لایحه قانونی راجع به رفع تجاوز و جبران خسارت وارده به املاک مصوب ۲۷/۹/۵۸ قیمت اراضی مورد تجاوز طبق نظر کارشناس منتخب دادگاه باید تودیع و سند مالکیت طرفین اصلاح شود.

سلام آیا برای تنظیم صلح نامه یک مال منقول وغیرمنقول همچون ماشین وخانه ویا حتی یه دستگاه یخچال نیاز به سند رسمی هست در دفتر اسناد رسمی؟؟؟ میخوام بدونم همانطور که برای انتقال ملک دردفتراسناد رسمی نیاز به سند رسمی اون ملک هست آیا واسه صلح کردن ویا هبه کردن یه ملکی که بدون فاقد سند رسمی هست میشه صلح یا هبه انجام داد؟ ضمنا اگر صلح نامه وهبه نامه رو به صورت سند عادی بنویسیم بین خودمان معتبر هست واسه دادگاه یاباید اول تنفیذ کنیم دردادگاه؟؟؟

 سلام از ماده ۴۷ قانون ثبت اسناد و املاک استفاده می شود که در فرض سوال همه این صلح نامه ها باید به ثبت برسد. در مورد ملکی که به ثبت نرسیده باشد تنظیم سند رسمی تحت هر عنوانی امکان پذیر نمی باشد. برای اقامه دعوا بر اساس صلح نامه اول باید الزام به تنظیم سند بصورت رسمی خواسته شود ماده ۴۷- در نقاطی که اداره ثبت اسناد و املاک و دفاتر اسناد رسمی موجود بوده و وزات عدلیه مقتضی بداند ثبت اسناد ذیل اجباری است: کلیه عقود و معاملات راجعه به عین یا منافع اموال غیر منقوله که در دفتر املاک ثبت نشده. صلح نامه و هبه نامه و شرکت نامه

سلام.مبلغی از مهریه خانمی به عهده پدرداماد بود ودرهمان سال پدرداماد زمین های کشاورزی خریداری نمود به مبلغ نصف آن مبلغ وشوهر خانم با صرف هزینه وتلاش زمینها را آباد کرد و الان آن زمین ها ارزش زیادی دارند ولی وراث دیگر الان بعد فوت پدرادعای ارث پدری دارند که آن مبلغ را به نرخ روز پرداخت می کنند.الان آن خانم چه کار کند چون آن مبلغ الان ارزشی بسیارکمترازارزش زمین ها دارد.آیا صاحب مهریه می تواند مطالبه زمین ها را داشته باشد یا باید آن مبلغ را به نرخ روزپول بگیرد وآیا اشکال شرعی ندارد و ظلم در حق صاحب مهریه نیست. با تشکر فراوان.

 سلام اگر ثابت نماید که این ملک بعنوان مهریه به این خانم داده شده است می تواند از دادگاه بخواهد که الزام ورثه را به تحویل این زمین و همچنین انتقال سند صادر نماید

با سلام، خدا قوت، خسته نباشید، شرکت بنده با یکی از شرکتهای گروه سرمایه گذاری امید بانک سپه قرارداد ساخت محموله ای را منعقد کرد، لیست قطعات درخواستی همه از نوع وارداتی و اروپایی بوده لیکن قرارداد منعقد شده به ریال بوده و بر اساس نرخ دلار سال ۱۳۹۵ و تبدیل آن به ریال قیمت داده شد و قرارداد بسته شد، منتهی به علت تاخیر در پرداخت از طرف کارفرما و همچنین مشکلات تحریمی به تهیه قطعات در نوسانات شدید ارزی خوردیم، هیئت مدیره قبلی شرکت مذکور طبق صورت جلسه ای اعلام کردن که ما به التفاوت نرخ ارز پرداخت میشه لیکن هیئت مدیره جدید قبول نمیکنه و همین امر منجر به ورشکستگی و بدهکاری هنگفت شرکت و همچنین بیکاری پرسنل شرکت شده، در قرارداد قید شده تعدیل صورت نمیگیره اما در صورت جلسه هیئت مدیره قبلی نسبت به پرداخت خسارت ارزی تاکید شده، ممنون میشم راهنمایی بفرمایید برای احقاق حق خودم و کارگرانم چکار باید بکنم، و من الله التوفیق

 سلام باید مفاد قرارداد ملاک عمل قرار گیرد مگر اعلام کنید بعلت وضعیت خاص ارزی (فورس ماژور) امکان اجرای قرارداد فراهم نمی باشد وباید تعدیل یا فسخ گردد

سلام بنده به شخصی مقداری طلا به صورت امانت داده ام و از ایشان امانت نامه دریافت کردم که ایشان برود کار بسازد واین کار رو انجام نداد و من به ایشان اظهار نامه دادم و ایشان توجهی نکرد و مال را استرداد نکرد و در دادگاه حقوقی شکایت کردم و رای اول دادگاه به نفع من صادر شد و ایشان در روز بیستم اعسار از هزینه داددسی را دادند و به نا حق اعسار ایشان پذیرفته شد . من میخواهم بدونم چه مراحل دیگه ای تارسیدن به مالی که از دست داده ام هست و سوال دوم اینکه از ایشان اعسار از هزینه های دادرسی پذیرفته شده آیا مالی که به امانت از من برده ومحکوم شده در نهایت قسط بندی میشه یا نه چون امانت بوده باید عین مال را یکجا بدهد واگر نداشته باشد باید به زندان برود؟ ممنون .

 سلام در این وضعیت اولا شما می توانید از وی شکایت کیفری نمائید و اگر ثابت شود که طلاجات شما پیش این شخص است در این وضعیت نباید اعسار وی ثابت شود چون دارای مال تلقی می شود

با سلام، در صورتیکه در دعوائی مطرح شده ، خوانده به صلاحیت محلی شورا با تقدیم مدارک و دلایل ایراد (محل اقامت خوانده در استان محل طرح دعوی نیست) و همزمان علیه خواهان دعوی دعوای متقابل در همان شعبه شورا و در کلاسه جاری طرح نماید. نحوه رسیدگی به هر دو دعوی اصلی و طاری به چه ترتیبی خواهد بود آیا محاکم استان محل طرح دعوی ، صلاحیت رسیدگی به هر دو دعوی را با اوصاف فوق خواهند داشت. ضمناً در دعوی دیگری ( با وحدت طرفین ) که قبلاً توسط خواهان در شورای همان استان مطرح شده بود با ایراد خوانده عدم صلاحیت شورا صادر شده است.

 با سلام به دعوای خوانده اگر وصف تقابل داشته باشدبه حکم ماده ۱۴۱ قانون آئین دادرسی مدنی تؤاماً با دعوای اصلی رسیدگی می شود و براساس ایراد خوانده راجع به صلاحیت در دعوی اصلی هر دادگاهی که به دعوای اصلی رسیدگی کند بر تقابل نیز رسیدگی خواهد کرد.

سلام من مدت یک سال هست که از همسرم جدا زندگی میکنم ایشون به دلیل ترک انفاق اولاد به حبس ۶ ماه محکوم شده که البته رفته برای تجدید نظر خواهی، من حقوقی برای نفقه خودم و پسرم اقدام نکردم. چون بلاتکلیف بودم دادخواست طلاق به درخواست زوجه انجام دادم که جلسش تشکلیل شده رفته برای داوری .ایشون هم الزام به تمکین زدن جلسه اش این هفته برگزار میشه محلی که ایشون برای سکونت من درنظر گرفتن هشتگرد هست و ادعا کردن که به دلیل ناراحتی قلبی زندگی در تهران براشون خطرناکه. من شاغل هستم در تهران و موقع عقد در سند ازدواج شغل زوجه دانشجو خورده. ۳۷ سال هم هست که تهران زندگی میکنم و هشتگرد کسی رو ندارم آیا ایشون میتونن من رو ملزم به زندگی در هشتگرد بکنن و اگر من تبعیت نکنم عدم تمکین من اثبات میشه؟ چون با این کار عملا من کارم رو از دست میدم.

 سلام اگر عملا و بصورت مکتوب با اشتغال شما موافقت کرده باشد الان نمی تواند رفتاری انجام دهد که با کار شما موافق نباشد ولی اگر این انتقال با کار شما منافاتی نداشته باشد باید تبعیت کنید

سلام .فردی کلید آپارتمان خودرا برای فروش به بنگاه دار تحویل میدهد بعد از مدتی بنگاه دار مبلغ ۲۰۰ میلیون به حساب فرد واریز ومیگوید بعدا قولنامه آنرا مینویسیم مالک بعدا به بنگاهدار مراجعه وبنگاهدار قولنامه راتهیه ومبلغ فروش را همان ۲۰۰ میلیون قید مینماید این در حالیست که آپارتمان حداقل ۲۵۰ ملیون ارزش دارد مالک امضا نمیکندومیگوید آپارتمان بیش ازاین ارزش دارد ولی بنگاهدار اپارتمان را به شخصی دیگر رهن میدهد مالک بعدا اظهار نامه ای برای تحوبل کلید برای بنگاهدار میفرستد ولی وی پاسخی نمی دهد حالا چه راهکاری ارایه می فرمابید آیا میتوان شکایت کیفری طرح کرد؟باچه موضوعی؟ سپاس

سلام- سئوالات کلی ممکن است راه کاره مناسبی را در بر نداشته باشد بهر حال خیانت در امانت میتواند یک راه برای شکایت علیه املاکی باشد والبته موضوع مقداری فنی و بحث ابطال مبایعنامه و خلع ید یا تخلیه متصرف و بحثهایی از این قبیل را هم خواهد داشت.

سلام.‌خانم مسنی که مبتلا به اسکیزوفرنی هست و به طور دوره ای دچار اختلالات روحی و تحت معالجه می باشد و تاکنون حکم حجر را صادر نشده است و دارای اموال و دارایی میباشد و توسط افراد ناشناس ای در غیاب برادرش انه می‌باشد از منزلش بیرون برده می‌شود و به اختیار خودش و تاکنون بازنگشت ولی در طی این مدت از صاحب بانک رسالت خود مقادیر زیادی پول خارج شده و در دوربین های مداربسته بانکی حضور شخص را همراه با جهت برداشت پول از حساب خانم مسن تاکید شده است به نظر چه عناوین مجرمانه را میتوان علیه افراد ناشناس به فرض چهره‌نگاری اعلام کرد

 سلام سوء استفاده از ساده لوحی و بردن مال وی تحت عنوان کلاهبرداری قابل تعقیب است.

با سلام عضو شورای اسلامی روستا هستم مطابق دستورات مقام بلند پایه قضایی اقدام به گزارش از تخلفات روی داده در شورای اسلامی و دهیاری روستا نمودم حال با توجه به آنکه برای پیگیری پرونده به اجبار از اشخاص شکایت نمودام دادیار محترم هزینه کارشناسی پرونده که به علت فنی بود ارجاع داده شده است را بر اینجانب مکلف کرده است سوال این است که ۱_ آیا این هزینه کارشناسی را که برای بازگرداندن بیت المال و تنبیه متخلفین که منفعت شخصی در آن نیست بر گردن چه کسی است .۲_نهادهای دولتی پیگیر این ماجرا نیستند و از قضایی شهرستان نیز سنگ اندازی می کنند کجا می توانم این تخلفات را گزارش دهم با تشکر

 سلام بنظر می رسد در فرض سوال شما شاکی نیستید و صرفا گزارش دهنده هستید و بدیهی است در این وضعیت شما نباید هزینه کارشناسی را پرداخت کنید و خود دولت باید این هزینه کارشناسی را پرداخت کند و عدم پیگیری مراجع رسمی دولتی را هم به دادستان محل و سازمان بازرسی استان می توانید اعلام نمائید

با سلام در اعتراض ثالث حکمی بعد از اجرای حکم داریم که ثابت شود حقی که اساس اعتراض است ساقط نشده باشد ، منظور چیه؟ ایا معترض ثالث باید ساقط نشدن حق را ثابت کند؟ ایا این امر مخالف اصولی مثل اصل استصحاب نیست؟ طریقه اثبات چگونه است؟ مثلا فرض کنید اساس حق معترض ثالث مبایعه نامه یا قولنامه هست ایا معترض ثالث باید ثابت کند این معامله باطل یا فسخ یا اقاله نشده است؟ مستند قانونی هست بفرمائید. با تجدید احترام وسپاس

 به موجب مقررات قسمت اخیر ماده ۴۲۲ قانون ایین دادرسی مدنی اعتراض ثالث بعد از اجرای حکم در صورتی ممکن است که ثابت شود حقوقی که اساس و ماخذ اعتراض است به جهتی از جهات قانونی ساقط نشده باشد جهات قانونی مذکور در این ماده موارد موضوع ماده ۲۶۴ قانون مدنی از قبیل ابرا و تبدیل تعهد و وفای بعهد میباشد در ماده ۴۲۲ اصل بر سقوط حقوق ماخذ اعتراض قرار داده شده لذا اثبات خلاف ان برعهده معترض ثالث میباشد

با سلام چندی پیش تعدادی از همکاران یک اداره در استان البرز پی بردند مواردی تخلف از سوی مدیر واحد صورت گرفته و به صورت محرمانه به اداره حراست گزارشات به همراه تمامی مستندات ارایه شد. حراست پرونده را به اداره بازرسی همان اداره ارجاع دادند و اداره بازرسی هم به اداره تخلفات گزارش را ارجاع دادند.. بعد از سفارشات و لابی گری های متعدد با پیگیری پرسنل در انتها با چند درجه تخفیف رای به توبیخ کتبی و درج در پرونده اعلام شد.. اداره حراست مربوطه هم طی نامه ای اعلام کردند ادامه فعالیت نامبرده به مصلحت نمیباشد.. حال با این توصیفات فرد متخلف افراد مطلع از پرونده را به بهانه های واهی از واحد بیرون کرده و در اصل در حال تسویه حساب میباشد.. با پیگیری های دیگر افرادی که فساد را گزارش داده اند متضرر شده اند و فرد فاسد همچنان در همان پست و مقام باقیست.. حال ایا میتوان از طریق قوه قضاییه احقاق حق صورت پذیرد؟

 سلام اگر مواردی که اعلام شده است جرم هم باشد می توانید موضوع را به دادستان محل نیز اعلام کنید تا دستورات لازم را در این مورد صادر کند

در صورت اینکه سوال شما پاسخ داده نشد لطفا با ما از طریق فرم پرسش و پاسخ مطرح نمائید.

جهت بهره مندی از مشاوره حقوقی رایگان به صورت حضوری , تلفنی و آنلاین در ساعات ۱۰ صبح الی ۱۹ عصر میتوانید با شماره های زیر تماس حاصل نمایید :

۰۲۱۶۶۷۱۳۸۱۰

۰۲۱۶۶۷۱۳۸۱۲